فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٧ - خطر سه جانبه
كه رسول خدا درگذشت و از جريان سقيفه آگاه شد، براى افشاندن تخم نفاق به حضور على(عليه السلام) رسيد و گفت: من مى خواهم با تو بيعت كنم و براى پيشبرد اين هدف، مدينه را پر از سپاه مى كنم. اميرمؤمنان(عليه السلام) از هدف شوم او آگاه بود كه او نه على(عليه السلام) را مى خواهد و نه اسلام را، بلكه هدف او، ماهيگيرى از آب گل آلود است و مى خواهد با تشكيل دو صف متقابل، ضربه نهايى را بر اسلام وارد كند، و لذا در پاسخ او فرمود: به خدا سوگند! تو بااين بيعت جز فتنه چيزى نمى خواهى و تو مدت هاست آماده ضربه زدن به اسلام هستى. مرا به بيعت تو نيازى نيست. او كه با چنين سخنان على(عليه السلام)مواجه شد، و از او نااميد گشت باز هم از فتنه گرى دست برنداشت و مى كوشيد بنى هاشم را بر قبيله خليفه منتخب سقيفه بشوراند و اين دو شعر را مى خواند:
بنى هاشم لا تطمعوا الناس فيكم