فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٥٦ - فاطمه زهرا (عليها السلام) دخت گرامى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)
خشمگين مى شدم. پيامبر فرمود:خدا مهر اورا به من داده است[١].
٣. روزى پيرزنى با پيامبر سخن مى گفت، وپيامبر از حال اومى پرسيد وبه او احترام مى گذاشت وقتى از انگيزه اين كار پرسيدم،فرمود:وفا، از ايمان است، او درزمان خديجه به خانه ما مى آمد[٢].
٤. انس مى گويد:هرگاه ارمغانى براى پيامبرمى آوردند، پيامبر مى فرمود، آن رابه خانه فلان زن ببريد، او دوست خديجه بود، اورا بسيار دوست مى داشت[٣].
٥. عايشه مى گويد: روزى پيامبر از خديجه ياد كرد، من براو رشك بردم وگفتم:او پيرزنى بيش نبود وخدا بهتر ازاورا به تو داده است !در اين هنگام پيامبر خشمگين شد، وموهاى سرش راست ايستاد سپس فرمود: به خدا سوگند، چنين نيست. هرگز خدا بهتر ازاورا به من نداده است، او هنگامى كه مردم به من كفر مىورزيدند، به من ايمان آورد، هنگامى كه مردم مرا تكذيب مى كردند، مرا تصديق كرد، هنگامى كه مردم مرا از دارايى خود محروم كردند، او سرمايه خود را در اختيار من نهاد، خدا فرزندانى از او به من ارزانى داشت، واز ديگران به من چيزى عطا نفرمود. عايشه مى گويد:پس از شنيدن اين سخنان با خود پيمان بستم كه ديگر درباره خديجه بدگويى نكنم[٤].
٦. ابن عباس مى گويد: پيامبر فرمود: برترين زنان بهشت،چهار زن هستند: ١. خديجه دختر خويلد٢. فاطمه دختر محمد ٣. مريم دختر عمران٤. آسيه دختر
[١] صحيح مسلم،ج٧، ص١٣٤.
[٢] شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد، ج١٨، ص١٠٨.
[٣] سفينة البحار، ج١، ص٣٨٠،ماده «خرج»
[٤] صحيح مسلم، ج٧ص١٣٤، اسدالغابة، ج٥،ص٤٣٨.