فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨ - مقدمه
قلم هاى مسمومِ مخالفان را به قيمت گزاف خريده اند و رسانه هاى فراوانى را به كار گرفته اند و به طرق مختلف شبهه افكنى مى كنند تا ايمان جوانان اين مرز و بوم را متزلزل سازند. از اين جهت مى بينيم شبكه هاى ماهواره اى متعدد شب و روز بر ضد تشيّع سخن مى گويند.
از اين جهت نگارنده احساس كرد تا آنجا كه فرصت هست اساس تشيّع را با بيان روشن، و دور از پيچيده گويى مطرح كند تا عملاً پاسخى به شبهه پراكنى اين رسانه ها باشد.
تشيع بر خلاف ديگر مذاهب، ساخته و پرداخته نزاع هاى كلامى نيست بلكه همان اسلام راستين است كه پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) از طريق وحى براى مردم آورده است، تو گويى تشيع و اسلام دو روى از يك سكه است. يك طرف آن اسلام، طرف ديگر آن تشيع و كوچكترين تفاوتى با هم ندارند. مجموع آموزه هاى اسلام به رهبرى عترت پس از رسول خدا، همان تشيّع است.
بررسى تاريخ تشيع به روشنى ثابت مى كند كه بذر تشيع درعصر رسول خدا پاشيده شده است زيرا پيامبر گرامى درباره وصى خود اميرمؤمنان (عليه السلام)سخنانى مى فرمود كه مايه جذب گروهى به وى شده اند، همين سبب شد گروهى در عصر رسول خدا به نام شيعه على شناخته شدند. او در رويداد «يوم الدار» كه در آغاز بعثت رخ داد على را خليفه و جانشين خود معرفى كرد. و در غزوه تبوك تمام مناصب خود را درباره على متحقق ديد جز منصب نبوت و اخذ وحى و فرمود:«أما ترضى أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى»[١] و همچنين درباره علم على و قضاوت على سخن مى گفت و در سال دهم در روز غدير او را به
[١] مدرك اين حديث را در آينده خواهيد خواند.