فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٩ - نكات مورد توجه
را فرستاد تا به نزد فرد مبتلا به پيسى برود، فرشته به او گفت: چه چيزى را بيشتر دوست دارى؟ گفت: رنگ زيبا و پوست زيبا. مردم مرا آلوده مى دانند و از من دورى مى كنند. در اين هنگام فرشته دستى بر او كشيد و او به خواسته خود رسيد، سپس به او گفت: چه ثروتى را بيشتر دوست دارى؟ گفت: شتر يا گاو. فرشته به او شتر ماده اى داد كه ده ماهه آبستن بود، و افزود: خدا در اين مال به تو بركت بدهد.
آنگاه سراغ انسان مبتلا به كچلى آمد و گفت: چه چيزى را بيشتر دوست دارى؟ گفت: موى زيبا تا اين پليدى را از من دور كند. در اين وقت فرشته دست كشيد و او موى زيبا پيدا كرد. گفت: چه مالى را دوست دارى؟ گفت: گاو، فرشته به او گاوى آبستن داد و گفت: خدا در اين مال به تو بركت دهد.
آنگاه سراغ فرد نابينا آمد و به او گفت: چه چيزى را دوست دارى؟ گفت: بينايى. فرشته بر چشمانش دست كشيد، او بينا شد و پرسيد: چه مالى را دوست دارى؟ گفت: گوسفند. فرشته به او گوسفندى آبستن داد. بر اثر دعاى اين فرشته، زمين هاى اين سه نفر، پر از شتر و گاو و گوسفند شد.
پس از مدتى، فرشته، به صورت انسان زيبايى به نزد شخص مبتلا به پيسى آمد و گفت: مرد فقيرى هستم كه چاره اى برايم نمانده است و دادرسى جز خدا و سپس شما ندارم. تو را سوگند مى دهم به خدايى كه به تو رنگ زيبا و پوست زيبا و اين همه شتر داد مرا در اين سفر كمك كن!
او در پاسخ به جاى كمك گفت: من بدهى هاى زيادى دارم و نمى توانم به تو كمك كنم. در اين هنگام فرشته گفت: من تو را مى شناسم. بيمارى پيسى داشتى، فقير بودى و خدا تو را زيبا و ثروتمند ساخت. اگر در اين گفتار، دروغگو