فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٢ - ٣ ميعاد سى شبه حضرت موسى
(ديگر) آن را كامل كرديم. به اين ترتيب وعده پروردگارش با او چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفته بود: جانشين من در ميان ملت من باش و امور آنها را اصلاح كن و از روش مفسدان پيروى نكن».
بنابراين، آنگاه كه سى شب، تبديل به چهل شب شد، كلمه «بدا» به كار مى رود، يعنى گزارش اول(سى شب نه بيشتر) به ظاهر، درست بود، ولى در باطن، شرط آن موجود نبود و لذا تبديل به چهل شب شد.
از اين آيات، استفاده مى شود كه اوّلاً تقديرى با تقدير ديگر، زير و رو مى شود و ثانياً بندگان صالح خدا، يعنى آموزگاران الهى، گاهى گزارش مى دهند، اما اين گزارش با اين كه علائم بر صدق آن گواهى مى دهد، محقّق نمى شود. در اين مورد مى گويند: «بدا لله» و در حقيقت يك نوع استعمال مجازى است. خدا از روز نخست مى دانست كه تقدير اوّل پايدار نخواهد بود، و تقدير دوم، جاى آن را خواهد گرفت. امّا از نظر مستمعان كه آگاه از همه واقعيت نيستند اين كار به «بدا» تفسير مى شود. آنگاه كه بخواهند به خدا نسبت بدهند، از همان ديدگاه ويژه خود مى گويند: «بدا لله»! و بهتر آن است كه اين نوع تعبيرها را از مقوله مشاكله بدانيم چنان كه مى فرمايد:
(وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللهُ وَاللهُ خَيرُ الْماكِرينَ).[١]
«آنان حيله مىورزند، خدا نيز حيله مىورزد و خدا بهترين حيله ورزان است».
خدا در حقيقت كار خود را كه خنثى كردن برنامه هاى ناجوانمردانه
[١] انفال/٣٠.