فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٩ - ٢ سرگذشت يونس پيامبر
مهم و آشكارى است».
جمله (أنِّى أَذْبَحُكَ)، حاكى از آن است كه در عالم خواب به او الهام شده بود كه بايد فرزند خود را ذبح كنى. يعنى فرمان رسيده بود كه بايد چنين وچنان كنى. و او هم از اين واقعيت خبر داد، امّا پيش از آن كه امر الهى تحقق پذيرد، آن تقدير عوض شد و تقديرى ديگر جاى آن آمد و آن اين كه به جاى ذبح اسماعيل، ذبح عظيمى جايگزين آن شد، چنان كه مى فرمايد:
(وَفَدَيْناهُ بِذِبْحْ عَظيم).[١]
«ذبح عظيمى را فداى او كرديم».
ابراهيم خليل، در لوح محو و اثبات، جريان امر به ذبح اسماعيل را مشاهده كرد و گزارش داد، اما از ناسخ آن و دگرگونى اين تقدير آگاه نبود و آن اين كه اين تقدير مشروط به شرطى بوده كه محقق نشده و لذا ذبح اسماعيل، منسوخ شد و ذبح ديگرى جاى آن را گرفت.
٢. سرگذشت يونس پيامبر
حضرت يونس، روزگارى دراز، بستگان خود را به يكتاپرستى دعوت كرد، امّا از آنان، پاسخ درستى نشنيد، سرانجام، به آنان گفت: اگر ايمان نياوريد تا سه روز ديگر عذاب الهى شما را فرا خواهد گرفت، امّا سه روز گذشت از عذاب خبرى نشد هر چند طلايه هاى عذاب در آسمان، آشكار گشت اما نتيجه اى نداد. در اين مورد مى گويند: «بدا رخ داد». اين نه به اين معنى كه«براى خدا بدا رخ داد»، بلكه از ديدگاه بشر در اين حادثه بدا رخ داده است، در حقيقت يونس در
[١] صافات/١٠٧.