فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٩ - تقيه مسلمان از همتاى خود
كه بر عقيده خود ثابت ماندند. آنها نيز براى تعيين كيفر به حضور مأمون ارسال شدند كه در نيمه راه، خبر مرگ مأمون آنها را نجات داد. تفصيل اين داستان را در تاريخ طبرى بخوانيد.[١]
ما پيش از اين، بخشى از سرگذشت شيعيان را در دوران امويان وعباسيان براى شما نقل كرديم كه بخشنامه هاى متعددى از معاويه و ديگران براى ريشه كن كردن تشيع صادر شد. گروهى در مقابل آن، ايستادگى كردند و جام شهادت نوشيدند، گروه ديگر تقيه كردند و محفوظ ماندند.
سيد هبة الدين شهرستانى، دانشمند شهير عراق در قرن چهاردهم، در مجله«المرشد» مقاله اى پيرامون تقيه دارد كه فشرده آن را نقل مى كنيم.
او مى نويسد:تقيه، شيوه هر انسان ناتوانى است كه آزادى او را گرفته اند. آرى شيعه بيش از فرق ديگر به تقيه مشهور شده است و علت آن روشن است، زيرا اين طايفه از طوايف اسلامى، بيش از طوايف ديگر زير فشار بوده اند و پيوسته در عصر امويها هدف تعقيب و آزار و كشتار قرار داشتند و همچنين در دوران عباسيها تا برسد به دوران خلافت عثمانى. به آنان هيچگاه در بلاد اسلامى آزادى داده نشده و پيوسته به صورت تقيه زندگى مى كردند. ازاين جهت، شنيدن نام تقيه، يادآور نام شيعه است.
شيعه در برخى از اصول و در بسيارى از احكام فقهى با ديگر فرق اسلامى اختلاف دارند، همين اختلاف، سبب برانگيختن حساسيت اكثريت مى گردد. از اين جهت پيروان اهل بيت(عليهم السلام) در بسيارى از زمانها، مجبور به پنهان كردن عادات
[١] تاريخ طبرى، ج٧، ص ١٩٥ـ ٢٠٦.