فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٨ - تقيه مسلمان از همتاى خود
مُطْمَئِنٌ بِالإيمانِ)[١] چنين مى نويسد:
تقيه هر نوع مدارا با كافران و ستمگران و فاسقان را دربرمى گيرد، ولو به صورت نرمش در سخن و لبخند در چهره، و بخشيدن مال براى آنان باشد، تا از آزار آنان محفوظ مانده و عرض و ناموس آنها مصون بماند. اين نوع كارها از نوع موالات منهى و حرام نيست، بلكه آن مشروع است. زيرا پيامبر فرموده«ما وَقى المؤمنُ به عرضه فهو صدقة»; «مالى كه مؤمن به وسيله آن آبروى خود را حفظ كند نوعى صدقه به شمار مى رود».[٢]
بنا به تصريح اين سه عالم بزرگ و شايد ديگران، تقيه اختصاص به همكارى ظاهرى مؤمن با كافر ندارد، بلكه دايره آن وسيع تر بوده و تقيه مسلمان ضعيف از مسلمان قوى را نيز دربرمى گيرد، زيرا هدف و مقاصد شريعت، حكم را توسعه مى دهد. هرگاه حاكمِ به ظاهر مسلمان، آزادى را مصادره كند و ديگران را تهديد به قتل و غارت و غيره كند به حكم خرد و هدف تقيه، فرد مؤمن مى تواند از چنين كافرى تقيه كند.
تاريخ اسلامى، گواهى مى دهد عالمان بزرگ و محدثان به نامى در مواردى بر خلاف عقيده خود سخن گفته وجان و مال خود را حفظ كرده اند. داستان احمد بن حنبل و ديگر محدثان در مسأله «خلق قرآن»، معروف و فراگير است. حاكم وقت، اجبار كرد كه محدّثان اعتراف به خلق قرآن كرده و در غير اين صورت، زندان همراه با شكنجه در كمين آنهاست، گروهى از آنان به هنگام محاكمه بر خلاف عقيده اعتراف به خلق قرآن كرده اند و آزاد شدند، جز سه نفر
[١] نحل/١٠٦.
[٢] تفسير مراغى، ج٣، ص ١٣٦.