فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٧ - وقايع پس از نهروان
ديشب مردى به رحمت خدا پيوست كه در ميان گذشتگان مانندى نداشت و در آيندگان نيز نخواهد بود. شخصيتى كه مى جنگيد در حالى كه جبرئيل از راست و ميكائيل از چپ، او را يارى مى كردند.
او در شبى درگذشت كه در آن شب موسى بن عمران به ديار باقى شتافت، و عيسى بن مريم در آن شب به آسمان عروج كرد، و قرآن در آن شب فرود آمد. آگاه باشيد او از طلا و نقره ثروتى از خود به جاى نگذاشت مگر هفتصد درهم كه از عطاى او فزون آمده بود و مى خواست با آن خادمى براى خانواده خود تهيه كند.[١]
آن گاه مردم كوفه سخت گريستند و سپس با او بيعت كردند و نخستين كسى كه با او بيعت كرد قيس بن سعد بن عباده بود. آنگاه مردم پياپى با او بيعت نمودند. تاريخ مى گويد: چهل هزار نفرى كه با امام بيعت كرده بودند كه به جنگ معاويه بروند ولى شهادت وى مانع از اين كار گرديد، همگان با حسن بن علىبيعت كردند .
سرانجام، روى دسيسه هايى، ضعف در سپاه حسن بن على آشكار گشت، زيرا سپاه او همگى يكدست نبودند. گروهى شيعه خالص او بودند، گروهى ديگر فرزندان خوارج بودند كه پدران آنان در نهروان كشته شده بودند، برخى به دنبال مال و مقام بودند، خواه آن را از طريق على به دست آورند يا معاويه. سرانجام پس از يك رشته نبردهاى پراكنده، امام حسن چاره اى جز آن نديد كه با معاويه از در صلح وارد شود و پيمان صلح بسته شد و بندهاى آن حاكى از قدرت
[١] الكامل فى التاريخ، ج٣، ص ٤٠٤.