فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٥ - شيوه روى كار آمدن خليفه سوم
هرگاه اساس خلافت، شوراى حل و عقد بود، چگونه خليفه اين اصل را ناديده گرفت و خليفه بعدى را معين كرد. گروهى از روشنفكران، كه اين نوع اِعمال خليفه را بر خلاف اصول كلامى خود مى دانند، مى گويند ابوبكر نامزدى او را اعلام كرد تا مسلمانان او را انتخاب كنند[١]، در حالى كه اين نظر با واقع مطابق نيست، اگر چنين بود، چرا ياران پيامبر، به او خطاب كردند و گفتند: «قد ولّيت علينا هذا الفذ الغليظ»؟
شيوه روى كار آمدن خليفه سوم
روى كار آمدن عثمان، به وسيله شوراى شش نفرى كه اعضاى آن را خليفه دوم معين كرده بود، انجام گرفت و تركيب اعضاى شورا به نحوى بود كه عقب ماندن «على(عليه السلام)» و عدم گزينش او قطعى بود.
اعضاى آن را على و عثمان و زبير و سعد بن ابى وقّاص و عبدالرحمن بن عوف تشكيل مى دادند.
در نخستين جلسه، طلحه حق خود را به عثمان بخشيد و زبير نيز كه پسر عمه على بود، به نفع على كنار رفت. سعد وقاص نيز رأى خود را به عبدالرحمان داد كه هر دو از قبيله بنى زهره بودند. در جلسه، سه نفر باقى ماند كه از نظر رأى مساوى بودند ولى طبق نظر عمر، خليفه فقط با موافقت عبدالرحمن مى تواند انتخاب شود. در اين هنگام عبدالرحمن كه على را به خوبى مى شناخت و مى دانست به خاطر دستيابى به قدرت پا روى اصول نمى گذارد، رو به على كرد و گفت: من با تو بيعت مى كنم به شرط آن كه بر طبق كتاب خدا و سنت پيامبر و
[١] الامامة أو الخلافة، تأليف عبدالكريم خطيب، ص ٢٨٨.