فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٢ - ٥ تشيع زاييده جنگ صفين
راهكارهاى آن، به سان راهكارهاى نماز و روزه آشنا مى شدند».[١]
اگر اين نويسنده به آنچه كه مى گويد ايمان دارد; بايد پاسخگوى اين پرسش باشد كه: حكومت پس از پيامبر گرامى، يكى از امور بزرگى است كه حيات و ممات مسلمانان بدان بستگى دارد. آيا امكان دارد پيامبر درباره اين امر خطير سخنى نگويد؟ و خصوصيات آن را بيان نكند؟ چگونه مى توان تصور كرد كه پيامبر مسأله رهبرى و سياست اسلامى را كه خود پايه گذار آن بوده بدون وضع قوانينى رها كند.
چگونه مى توان تصور كرد كه پيامبر درباره نازل ترين مسائل مانند آداب دستشويى رفتن، دهها حديث و روايت و ادب متذكر شود، درباره كيفيت خوردن و آشاميدن، و حتى آداب خوابيدن و حمام رفتن به صورت گسترده سخن بگويد، اما در مسأله خلافت، لب فرو بندد و آن را ناگفته گذارد تا اهل دنيا و رياست طلبان در آن طمع كنند و در نتيجه كار به خونريزى ها و اختلافات بى پايان بكشد؟
حاشا پيامبر بزرگ اسلام كه در شمار خردمندترين افراد بشر و مؤيد به وحى است درباره اين مسأله نينديشد و كوچك ترين پيامى نداشته باشد. او در آيه(اليومَ أكملتُ لَكُم دينكُم وأتممتُ عليكم نعمتى ورضيتُ لكُمُ الإسلامَ دِيناً)(٢). «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما پسنديدم»، از كامل شدن دين و نعمت هاى الهى سخن مى گويد، در حالى كه بنابر نظريه دوم درباره خلافت اسلامى كه ضامن اجرا و
[١] محاضرات فى تاريخ الأمم الاسلامية:٢/١٦١. ٢ . مائده/٣.