فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٩ - شهادت برخى از خاورشناسان بر ضد اين انديشه
و در همان زمان اكثريت ملت ايران را جز مردم قم، اهل تسنن تشكيل مى دادند، حتى مردم اصفهان، درباره معاويه راه غلوّ را در پيش گرفتند كه برخى از آنان او را «نبى مرسل» مى پنداشتند![١]
اين افراد كه بيش از «دوزى» درباره تاريخ اسلام، دقت كرده اند، انديشه ايرانى بودن تشيع را به كلى رد كرده و هرگز تشيع را وامدار ايرانيان ندانسته اند ، هر چند بعدها ايرانيان نسبت به آن علاقه بيشترى اظهار كردند. خوشبختانه دو نويسنده مصرى، نيز به اين حقيقت اعتراف كرده اند كه اينك از آنان ياد مى كنيم:
١. احمد امين مصرى كه رابطه درستى با تشيّع ندارد مى گويد: پيروى از على(عليه السلام) پيش از ورود ايرانيان به اسلام، آغاز شد ولى بعدها تشيع به وسيله عناصرى ايرانى، رنگ جديدى به خود گرفت.[٢]
سخن نخست احمدامين، سخن پا برجايى است. اما سخن ديگرش كاملاً بى اساس است. زيرا تشيع يك معنى بيش ندارد و آن پذيرش نسخه اصيل اسلام و پيروى از تمام تعليمات حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)است.
٢. شيخ محمد ابوزهره مى گويد: ايرانيان، تشيع را از عرب آموختند و تشيع، پديده اى ايرانى نيست، گروهى از علماى اسلام كه پيرو اهل بيت بودند، از ظلم و ستم اموىها و عباسىها به فارس و خراسان هجرت كرده و تشيع در اين سرزمين ها پيش از سقوط اموى ها به ويژه پس از پناهنده شدن پيروان زيد بن على به ايران منتشر گشت.[٣]
[١] الحضارة الاسلامية، ص ١٠٢.
[٢] فجرالاسلام، ص ١٧٦.
[٣] الامام جعفر بن محمد الصادق، ص ٥٤٥.