فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٦ - ٣ ايرانى بودن تشيّع
رحلت وى، به نام شيعه على شناخته مى شدند،و همگى اين گروه، از تبار عرب عدنانى يا قحطانى بودند.
ولى برخى از مستشرقان، غافل از ريشه هاى تشيع، آن را زاييده فكر ايرانيان دانسته و مى گويند در جامعه ايرانى، شاهان سلطنت مى كردند و سلطنت آنان موروثى بود. ايرانيان نيز پس از ورود به اسلام، اصل خود را در مورد اسلام، پياده كرده و على و فرزندان او را وارث پيامبر دانستند، بر اين اساس هر امامى وارث امام پيشين بوده و از اين طريق اصل وراثت حكومت را محفوظ نگاه داشتند.
اين انديشه به قدرى نارسا و بى پايه است كه اصلاً نبايد آن را جزء فرضيه ها شمرد.
اوّلاً: در امم گذشته نبوت كه بالاترين مقام دينى است، به ظاهر موروثى بود، چنان كه مى فرمايد:
(أَمْ يحسدونَ الناسَ على ما آتاهم اللهُ مِنْ فضلِهِ فَقَدْ آتيْنا آلَ إبراهيمَ الكتابَ والحكمةَ وآتيناهُم مُلْكاً عظيماً).[١]
«يا اينكه نسبت به مردم (پيامبر و خاندانش) بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مىورزند؟ ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار پيامبران بنى اسرائيل نهاديم».
آنگاه كه ابراهيم به مقام امامت رسيد، از خدا خواست امامت را در ذريّه او نيز قرار دهد، خدا نيز با درخواست او موافقت كرد، اما مشروط بر اين در ميان فرزندان صالح و عادل او قرار گيرد، چنان كه مى فرمايد:
[١] نساء/٥٤.