در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٥ - آيا گروه مرتدِ پس از پيامبر، مصداق اين آيه بودند؟
نپذيرفت; زيرا حكومت جوان اسلام، پس از نزول اين سوره آن چنان رعب و ترسى در دل دشمنان افكنده بود، كه كسى جرأت مخالفت وپيمان شكنى را نداشت. بله، وقتى پيامبر چشم از اين جهان پوشيد، صداى ارتداد گروهى از تازه مسلمانان دور از مركز، به گوش مسلمانان رسيد. از آن جا كه روح تعاليم پيامبر هنوز زنده بود بلافاصله مسلمانان با تدابير صحيح به دفع آنان پرداختند; گروهى كشته شدند و گروهى بار ديگر به آغوش اسلام بازگشتند.
شايد كسى تصور كند كه نخستين مورد و مصداق آيه، همان گروه مرتدى است كه پيمان ها و عهدهاى خود را شكستند; ولى اين نظر از دو جهت درست نيست:
اوّلاً، بايد دقت كرد و ديد كه آيا آنها معاهد بودند يا مسلمان; به طور مسلم بايد گفت مسلمان بودند و در رديف خود مسلمانان قرار داشتند، با اين حال چطور صحيح است كه بگوييم آنها از مصاديق آيه هستند.
ثانياً، اگر از اين اشكال صرف نظر كنيم، اشكال ديگرى هست و آن اين كه آنان كوچك ترين پيمان و عهدى با پيامبر نداشتند و ايمان آوردن آنان ملازم با پيمان بستن نبود.
گمان نشود كه در آغاز اسلام هر كس ايمان مى آورد، ناچار بود با پيامبر عهد و پيمانى نيز ببندد، بلكه قضيه آسان تر از اين بود; اساس قبول ايمان همان تصديق لفظى بود و همين قدر كافى بود كه شهادتين را بر زبان جارى كند و امّا موضوع پيمان و عهد و بيعت گيرى از مسلمانان يك مطلب دايمى و هميشگى نبوده است بلكه گاهى پيامبر در كارهاى مهم از گروهى بيعت مى گرفت كه از دو نيروى مهم ايمان و پيمان، براى پيشرفت و حل مشكلات استفاده كند، چنان چه در «حديبيه» همين كار را انجام داد و از مؤمنان حاضر در واقعه، بيعتى به نام «بيعة الرّضوان» گرفت و