در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤ - مناظره اى در مدرسه دارالسعاده دمشق
مأمورم اين آيات را يا خودم برسانم و يا كسى كه از اهل بيت من است. اگر علت اين دگرگونى، ناسازگارى روحيات ابوبكر با ابلاغ اين آيات بود، جا داشت كه پيامبر چنين سخن نگويد بلكه آن را از راه رأفت و شفقت ابوبكر و شجاعت و قوّت قلب على(عليه السلام)مدلّل نمايد.
آلوسى در اين توجيه آن چنان تعصب به خرج داده كه براى حفظ مقام و موقعيت ابوبكر ناخودآگاه از عظمت پيامبر كاسته است; زيرا لازمه گفتار او اين است كه پيامبرگرامى نيز شايسته ابلاغ اين آيات نيز نباشد; زيرا اگر شفقت و مهربانى ابوبكر مانع گرديد، پيامبر گرامى نيز، كه مظهر اعلاى رحمت و شفقت و رأفت و مهربانى و به گفته قرآن (رَحْمَةٌ لِلْعالَمين) است، بايد صلاحيت ابلاغ اين پيام را نداشته باشد، در صورتى كه پيامبر خود را شايسته اين كار مى دانست و فرمود: خدايم گفته است:
«لا يؤدّيها إلاّ أنت أو رجل منك;
آن را جز تو، يا مردى كه از خاندان توست، ابلاغ نكند».
مناظره اى در مدرسه دارالسعاده [١] دمشق
در اين جا بى مناسبت نيست مناظره اى را كه در مدرسه دارالسعاده دمشق ميان نگارنده و استاد تاريخ اسلام آن مؤسسه، رخ داده به گونه اى فشرده نقل كنم. استاد براى دانشجويان مدرسه، كتاب محمد رسول اللّه نگارش محمدرضا مصرى را تدريس مى كرد. در پايان درس به مناسبت گفتار مؤلف، سخن به شجاعت ابوبكر
[١] اين مدرسه، مدرسه مقدماتى براى دانشكده الهيات «دمشق» بود و در ضلع شمالى مسجد اموى در كوچه اى ـ كه به حرم حضرت رقيه(عليها السلام) منتهى مى شود ـ قرار داشت و تاريخ مناظره به سال ١٣٩٦هجرى قمرى مربوط است.