تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٣ - جهالت و بىخبرى عامل سلطه
خود را رقم بزنند و به دنبال اين فكر سلطنت استبدادى به سلطنت مشروط مبدل شد و جامعه مجلس مقننه پيدا نمود تا افراد گردهمائى داشته باشند و در مورد سرنوشت جامعه خود تصميم بگيرند. خداوند در وجود ما عقلى قرار داده است و با تعقل، فردى را كه از نظر بينش و آگاهى و عدالت خواهى و غيره مورد اطمينان باشند انتخاب مىكنيم و گويا عقل خود را به مجلس مىفرستيم. نمايندگان جامعه به منزله عقل منفصل جامعه هستند و نمايندگان قسمتهاى مختلف جامعه در يك مقطعى دور هم جمع مىشوند و سرنوشت جامعه را تعيين مىكنند.
جهالت و بىخبرى عامل سلطه
به هر حال در طول تاريخ هميشه انبياء اين فكر را در جامعه بوجود مىآوردند كه چرا يك اراده بايستى بر اراده تمام مردم حكومت كند. وقتى حضرت موسى عليه السلام به فرعون مىفرمايد: من پيامبر خدا هستم. فرعون مىگويد (أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينٰا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينٰا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ)[١] اى موسى تو همان بچهاى بودى كه در قصر سلطنتىما بودى و ما بزرگت كرديم در صورتىكه تازه بدنيا آمده بودى و ساليانى نزد ما زندگى كردى و نان و نمك ما را خوردى، حالا آمدهاى و براى ما پيغمبر شدهاى؟ حضرت موسى در جواب مىفرمايد: (وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ) اى فرعون اين چه منتى است كه تو برگردن من مىگذارى، تو بنىاسرائيل را خوار و ذليل كردهاى و حكومت جابرانه و ظالمانه تو سبب شد
[١]. شعراء/ ١٨.