تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٧ - غلبه طالوت بر لشگر جالوت
بفرمايد ما جلوترها اين كارهايم را مىكرد. اما اينكار دفعى و يك مرتبه نبوده است بتدريج بوده (كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ) از اين جمله دو نكته فهميده مىشود: يكى اينكه اهل حق بر اهل باطل غلبه مىكند و حساب روى اشخاص نيست، بلكه حساب (به قول ما) روى فرد نيست روى نوع است. به عنوان مثال حضرت نوح عليه السلام آن بندهى موحد را در نظر بگيريد كه طرفدار حق بود و دعوتش هم به جانب حق، قدمى را كه بر مىداشت براى حق بود، كسانى را كه به خود مىپذيرفت طرفدار حق بودند امّا مطابق آيه:
(وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِيلٌ)[١]؛ «كمى از مردم به او ايمان آوردند».
به حضرت نوح ايمان نمىآوردند مگر عدّهى كمى، باقى دنيا همه كفر ورزيدند و در نتيجه به طوفان غرق شدند. بعد از حضرت نوح نوبت ابراهيم خليل رسيد، وى هم آنقدر بازارش كساد بود كه طبق آيات قرآن مثل اينكه دنيا يك طرف و حضرت ابراهيم هم يك طرف.
(إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ كٰانَ أُمَّةً)[٢]؛ «ابراهيم به تنهايى يك امت بودند (چه يك مرد جنگى چه يك دشت مرد)».
خودش بود و خواهر زادهاش حضرت لوط و چند نفر ديگر و در مقابل او باقى نمروديان كه حضرت ابراهيم را در آتش انداختند. امروز هيچكدام از آنها نيستند نه حضرت ابراهيم و نه حضرت لوط و پيروانشان اما خداوند مىفرمايد:
(كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ)[٣]؛
[١]. هود/ ٤٠.
[٢]. نحل/ ١٢٠.
[٣]. نور/ ٥٥.