تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٤ - اقسام وحدت (حقيقى، اعتبارى، صناعى و فرهنگى)
انبياء از ميان مردم رفته است وليكن آثارشان باقى مانده و اين همان است كه خداوند مىفرموده:
(وَعَدَ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ)،[١]
«خداوند وعده فرموده كه مؤمنين را خليفه قرار دهد همچنانكه اينكار را هم قبلاً كرده است».
حرفها ومرام انبياء بتدريج در قلبها نفوذ يافت و از راه دلها در قلب مردم گسترش پيدا نمود و اهل حق بر اهل باطل پيروز شدند و اين پيروزى به اعتبار پيروزى فرد بر فرد نيست، بلكه به اعتبار غلبه يك جامعه است بر جامعه ديگر. از آن ابتدا كه پيغمبر اكرم به رسالت مبعوث شد، خود ايشان يك فرد، اميرالمؤمنين عليه السلام يك فرد حضرت زهرا عليها السلام يك فرد، حضرت خديجه عليها السلام هم يكفرد. اينها اهل حق بودند، بعد بتدريج اضافه شدند اكنون كه حدود يك ميليارد نفر يا بيشتر مسلمان وجود دارد. اينكه بگوييم پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به اعتبار شخص خودش بر ابوجهل غلبه كرد و على عليه السلام هم بر معاويه و بعديها هم همينطور. نه اينطور نيست بلكه همه اينها به اعتبار اينكه عضو جامعهاى بودند زير يك پوشش دينى، برامتهاى ديگر غلبه كردهاند.
اقسام وحدت (حقيقى، اعتبارى، صناعى و فرهنگى)
بايد يك مطلب گفته شود و آن اين استكه وحدت جامعه يعنى چه؟ وقتى كه مىگوييم: ما مسلمانان يك امتيم اين يك امت بودن به چه اعتبار است؟ ابتداء انواع وحدت و يكى بودن را توضيح دهيم: گاهى وحدت حقيقى است مانند يك
[١]. نور/ ٥٥.