تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٢ - ارزش انسان به علم و معنويت
خود را روى غذا و مرغ پخته گرفته و به او تعارف مىكرد كه غذا بخورد حضار تعجب كرده و گفتند آقا چى مىفرمائيد؟ در جواب فرمودند: به كى قسم كه من همان شخص آن شبى هستم و معلوم مىشود كه از صدقه سر اين آستين نو است كه اين همه مورد لطف و مرحمت قرار گرفتهام. لذا حق اوست كه به او تعارف شود و مىگويند اين شعر را هم ايشان گفتهاست كه:
مرا به تجربه معلوم شد در آخر كار
كه قدر مرد به علم است و قدر علم به مال
ارزش انسان به علم و معنويت
در حقيقت ارزش واقعى شخص به علم و معنويت اوست ولى متاسفانه اين ارزش چنان كه بايد و شايد در جامعه پيدا نيست. عالم اگر بخواهد در جامعه نفوذى داشته باشد از نظر مردم ظاهر بين بايد مال و منالى هم داشته باشد. اين وضع در گذشته بيشتر مشاهده مىشد در ماشين صندلى اول مال پولدارها بود گرچه كرايه يكسان با ديگران مىپرداخت. در مغازه قصابى گوشت خوب مال پولدارها بود و اينگونه تبعيضات هم فشار ديگرى بود روى طبقه فقير و تهيدست اما بايد گفت در اين قضيه خود فقرا هم بىتقصير نيستند، خودشان هم خود را سبك مىكنند و خود در تحقير خود موثرند و به هر جهت اين كوچك شمردن كه نسبت به فقرا اعمال مىشود اجحافى است نسبت به آنها. در تاريخ انبياء مشاهده مىكنيم.
توجه و عنايت به فقر
يكى از ايرادهائى كه به پيامبران گرفته مىشود اين بود كه فقير هستند و فقرا دور وبر آنها را گرفتهاند. ايرادى كه به حضرت نوح گرفتند اين بود. (مٰا نَرٰاكَ اِتَّبَعَكَ