تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١١ - پياده كردن احكام تدريجى اسلام
عَاشِرٍ فَنَظَرَ فِي إِحْدَاهُمَا» مثلش مانند دوكشتى است در اين دو كشتى دو نفر سوارند، اين دو كشتى از محل يك بازرسى يا ده يك بگير كه ماليات مىگيرد عبور مىكنند آن بازرس به يكى از دو كشتى نگاه مىكند
«فَلَمْ يَرَ فِيهَا شَيْئاً» در آن چيزى نيافت
«فَقَالَ أَسْرِبُوهَا» پس مىگويد اين را ترخيص كنيد برود
«وَ نَظَرَ فِي الْأُخْرَى فَإِذَا هِيَ مَوْفُورَة» و وقتى به دومى نگاه مىكند مىبيند پر از محموله است «
فَقَالَ احْبِسُوهَا» «مىگويد اين را نگه بداريد».[١]
آرى برادران امام حسن عليه السلام فرمود:
«فِي حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِي حَرَامِهَا عِقَابٌ وَ فِي الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ»،[٢]«حلال دنيا حساب دارد كه از چه راهى بدست آورده و در چه راهى خرج شده و حرام دنيا عقاب دارد و اگر از شبهات است عتاب و سرزنش دارد». پس خوشا به حال سبكباران، كسانىكه به اندازه كمترين چيزى كه دارند قناعت مىكنند، به كم مىسازند و عزت و شرافت نفسشان را نگه مىدارند و خود را نزد ديگران سبك نمىكنند. عزت انسان به اين نيست كه خوب بخورد، خوب بپوشد بلكه عزت به اين است كه همين قوت مختصر خودش را كه دارد بخورد و تملق كسى را نگويد و بىجهت و به خاطر امور دنيائيش به كسى احترام نگذارد و اگر احترام مىگذارد به جهت ايمان اوست.
سلمان و نجات سبكباران
اين قضيه را من از حضرت امام در درس اخلاقشان شنيدم كه مىفرمود زمانى كه سلمان از طرف اميرالمؤمنين حاكم مدائن بود، در آن شهر سيل آمد و شروع كرد خانهها را خراب كردن سلمان پوستى را كه هم فرش زير پاى او و هم
[١]. اصول كافى ج ٢، كتاب الايمان والكفر، باب فضل فقراء المسلمين حديث ١.
[٢]. بحارالانوار ج ٤٤ ص ١٣٦.