تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٩٦ - تقصير مستضعفان
«مستكبرين به مستضعفين مىگويند: آيا ما مانعتان شديم از رهبرى و هدايت بعد از آنكه هدايت سوى شما آمد، بلكه شما خود از گناهكاران هستيد».
مىگويند آيا شما مىخواستيد برويد مسجد و ما نگذاشتيم؟ شما مىخواستيد نماز بخوانيد و ما نگذاشتيم؟. تقصير خودتان بود. خودتان آمديد و مثلاً جاويد شاه گفتيد و يا ظلم ظالمان را بپذيرفتيد مستضعفين دوباره جواب مىدهند (وَ قٰالَ اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهٰارِ) مىگويند: درست است ما هم تقصير داريم. اما شما نقشه كشيديد و مكر و حيله، و طرحهائى كه شب و روز مىكشيديد مردم خرده پا را به انحراف كشاند. غرض اين است كه گرچه فساد و نابسامانيهاى جامعه بيشتر از طبقه مستكبران است ولى مستضعفان هم اگر فداكار نباشند و پشتكار نداشته باشند و در مقام رفع فساد نباشند و آنها را تقويت كنند، آنها هم در امر فساد با آنها شريكند.
به هرحال خداوند به حضرت موسى و هارون مىفرمايد: (اِذْهَبْ إِلىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغىٰ) «برويد به سوى فرعون كه طغيان و گردنكشى نموده» آن كسى كه فساد جامعه زير سر اوست (يكى از اهل منبر قم كه منبرى زبر دستى بود) مىگفت: در راهى مىرفتم كشاورزى را ديدم كه چند تا الاغ را خاشاك بار كرده و به صحرا مىبرد، اين حيوانها به صف حركت مىكردند، و آن الاغى كه جلوتر از همه بود ايستاده و سرش را آورده بود روى زمين تا ادرار يك الاغ ديگرى را كه روى زمين بود بو بكشد و الاغهاى ديگر هم پشت سرش ايستاده بودند، كشاورز هم با چوب الاغ آخرى را مىزد. من جلو رفتم و گفتم تو بايد بيائى خر رانى را هم از من ياد بگيرى، آن الاغ جلوئى نمىگذارد اينها بروند، برو و چوب را به او بزن. حالا