تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦٢ - ثواب و عقاب بر عمل است نه خوبى و بدى
باطناها در آزمايشات و فتنهها اميرالمونين عليه السلام مىفرمايد:
«لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ» هيچكدام از شما اين حرف را نزند كه: خدايا به تو پناه مىبرم از امتحان كه معنايش اين است كه از خدا توقع بىجا داشته باشيم كه خدا مرا امتحان نكن، چرا؟.
«لِأَنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَة» چون هيچكس نيست الا اين كه مشتمل بر يك جور آزمايش مىباشد. بنده، شما و همه در زندگىمان بالاخره يك جور آزمايش وجود دارد
«وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ»[١] مىفرمايد: اگر مىخواهيد راجع به امتحان به خدا پناه ببريد از مضلات امتحان به خدا پناه ببريد. يعنى: امتحانى پيش بيايد و موجب گمراهى شما شود و شما راه خود را كج كنيد. ابتدا يك در باغ سبزى نشان دهيم ولى حادثه پيش بيايد و ما را همان را عوض كنيم. مىگويند زياد بن ابيه پدر عبيدالله بن زياد كه پدرش معلوم نبود و بعد ابوسفيان او را از خودش دانست. و معاويه هم جشنى گرفت و شيرينى داد و او را برادر خودش دانست. اين زياد ابتدا طرفدار على عليه السلام بود و در فارس از طرف اميرالمؤمنين مأمور حكومت بود. معاويه نامههاى زيادى براى زياد نوشت و او را به سوى خودش فراخواند. ابتدا زياد به او جوابهاى خشنى مىداد، ولى كم كم به طرف معاويه متمايل شد، و چون اكثراً اصحاب على عليه السلام را مىشناخت فجايع زياد به بار آورد و باعث آزار و اذيت اصحاب على عليه السلام شد. خلاصه اين زياد راه خود را كج كرد و راه ضلالت را پيش گرفت.
[١]. نهج البلاغه، حكمت ٩٣.