تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦١ - آزمايش الهى براى چيست؟
ثواب و عقاب مربوط به حكومت است. مثلاً ارگان سپاه رئيس و مرئوس دارد، و اگر تخلفى از او سرزد او را گوشمالى بدهند. در اينجا به اصطلاح حاكم و محكوم در كار است. به هر حال اين پاداش و كيفر كه مربوط به حكومت است، اين آيا بر خوب بودن يا بد بودن است؟ يا نه بر خوب عمل كردن و بد عمل كردن است؟. اگر ثواب برخوب بودن آدمى است، پس بايد به يك سپاهى كه خوب آدمى است سالى دو يا سه ميليون پول بدهند: چون خوب آدمى است، ولى اين طور نيست. بلكه اولاً ثواب و عقاب مربوط به دايره حكومت است و ثانياً بر خوب عمل كردن و بد عمل كردن است. يك قصهاى است مىگويند: ملانصرالدين دو تا گوساله داشت يكى از آنها از دست ملا فرار كرده و مىدويد و ملا گوساله ديگر را كتك مىزد. به او گفتند: ملا اين چهكارى است كه مىكنى؟ گفت: اگر اين را هم رها كنم مثل همان يكى مىدود و فرار مىكند. خنده دار بودن اين حرف براى اين است كه مجازات براى بىجا دويدن است نه بربد بودن و آن گوساله كه هنوز فرار نكرده اگرچه رهايش كنيم فرار مىكند برايش مجازات معنى ندارد.
امتحان براى ظاهر شدن باطن است
بنابراين: اين نظريه درست نيست كه ثواب و عقاب برخوب بودن و بد بودن باشد و امتحان هم براى ظاهر شدن خوبى و بدى شخص براى خودش و ما. اين عده مسلم گرفتهاند كه امتحان براى دانستن است و خدا چون خودش مىداند پس براى دانستن خودمان است، و براى اينكه حجت بر خود ما تمام شود. ما مىخواهيم بگوئيم اين طور نيست بلكه امتحان براى اين است كه ما هر چه داريم رو بيفتد، اگر خوب است همان را داريم و اگر بد هم هست همان را داريم كه انشاءالله در آينده بيشتر راجع به آن بحث خواهيم كرد. در مورد ظاهر شدن