تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٥ - ضرب المثل براى بهانههاى بنى اسرائيلى
نداريم (فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا)،[١]: «تو با خدايت برو و با آنها جنگ كنيد ما همين جا نشستهايم».
ضرب المثل براى بهانههاى بنى اسرائيلى
داستان بنىاسرائيل مانند داستان آن بچهاى است كه آب بينىاش در آمده بود به مادرش گفت آب بينىام در آمده، مادرش گفت برو يك دستمالى بردار، گفت تو بردار، مادر دستمال را برداشت، گفت بگير بدستت، بچه گفت تو بگير، گفت بگير به دماغت، گفت تو بگير. مادرش گرفت به دماغش و گفت حالا فين كن، گفت فينش را هم خودت بكن. اين مشكلات و بهانههاى بنىاسرائيلى است كه حضرت موسى عليه السلام با مخالفان و با مريدان خود دارد و اين را هر پيامبرى در زمان خود داشت. اما زمان كه مىگذشت دلهايى مىآمد و مطالعه مىكرد و مىديد كه پيامبران درست مىگويند و مىپذيرفت. گرچه ممكن است همانهايى كه بعداً مىآيند و حرفهاى انبياء را مىپذيرند اگر در زمان خود آنها بودند منكر مىشدند، نمىشود قضاوت كرد، شايد ما كه الآن على عليه السلام را خوب مىدانيم و معاويه را بد و ستمگر، اگر در زمان آن حضرت بوديم معلوم نبود چگونه بوديم مانند ابو هريره كه مىگفت: نماز پشت سر على عليه السلام تمامتر است ولى سفرهى معاويه چربتر است.
بهرحال حرفها و موعظههاى انبياء مىماند و فراموش نمىشود، به فرمايش على عليه السلام
«أَيْنَ الْمُلُوكُ وَ أَبْنَاء الْمُلُوكُ[٢]»: پادشاهان چه شدند و كاخهايشان چه شده، همه خراب شد. اما همه آثار محبين الهى و آثار خدايى باقى ماند.
[١]. مائد/ ٢٤.
[٢]. بحار، ج ٢٥٨/٥٧.