تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٥ - سلمان و نجات سبكباران
مىكشيم ولى گاهى انتقام كشيدن مقتضاى عدالت است مثلاً چون در جامعه آدمهائى هستند كه وظيفه شناسند و اهل حسابند و عدهاى وجود دارند كه ياغى و طاغى هستند و به حقوق ديگران و اموال ديگران تجاوز و ظلم و دست درازى مىكنند. اكنون كسى كه اداره امور جامعه در دست اوست اگر بخواهد با هر دو دسته يكسان رفتار كند و معاملهاش با آنها يكسان باشد به او به عنوان كسى كه در رأس كار بوده ايراد وارد است كه برخورد يكسان تو با اين دو دسته خلاف عدالت است و ما در اينجا مىگوئيم عدالت اقتضا مىكند كه نيكو كار بايد به پاداش عمل نيكش برسد و جنايتكار بايد به كيفر جنايتش برسد و اين حكم عقل است. و اگر آن كسى كه جنايتكار است كيفر جنايتهايش كف دستش گذاشته شد اين انتقام از اوست. اما اين انتقام كار به اين ندارد كه آن مسئول مملكت و يا قاضى دلش از دست آن جنايتكار پر باشد و از او عقده داشته باشد و بخواهد عقده گشائى كند. خير اين جور نيست اين انتقام به مقتضاى عدالت است.
معاد، اقتضاى عدالت خداوند
در قرآن كريم به آيات متعددى برخورد مىكنيم كه خداوند وقتى مىخواهد براى قيامت دليل بياورد كه حتماً بايد معادى باشد و حساب و كتابى در كار باشد تا اشخاصى كه اهل قانون و عمل خيرند و به وظيفه شان عمل مىكنند و بسا محروميت هم در اين دنيا مىكشند در جائى پاداش اعمال خود را ببينند و آنان كه جنايت و تجاوز مىكنند به كيفر اعمال خود برسند. خداوند مىفرمايد كه خداوندى ما و عدالت ما اقتضا مىكند كه با اينها يك جور رفتار نكنيم و بايد قيامت و روز جزائى باشد و گاهى هم همين را به عنوان دليلى بر معاد مىآورد و در سوره صاد مىفرمايد: (أَمْ نَجْعَلُ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي اَلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ اَلْمُتَّقِينَ