تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١٣ - سحر در قوّهى خيال
است مىخواهيد شما اول سحرتان را بيندازيد، مىخواهيد ما (قٰالَ بَلْ أَلْقُوا) حضرت موسى فرمود: شما بيندازيد.
سحر در قوّهى خيال
(فَإِذٰا حِبٰالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهٰا تَسْعىٰ)[١] به قول ما طلبهها اذا فجائيه است يعنى ناگهان ريسمانها و عصاهايشان به قوه خيال حضرت موسى مار و اژدها آمد كه دارند حركت مىكنند نظير اين كه ما در اتومبيل نشستهايم و از كنار جاده و درختان حركت مىكنيم. اما به نظرمان مىرسد كه درختان در حال حركت هستند و از پهلوى ما عبور مىكنند. اما ديگر بچه نيستيم و از گذشته تجربه آموختهايم و نيز يك عقل بالاترى داريم كه اين مطلب را تكذيب مىكند و به خوبى مىدانيم كه درختان حركت نمىكنند. اما يك بچه ممكن است چون قوه تميز ندارد تصور كند واقعاً درختان و جاده دارند راه مىروند. مىگويند جادوگران يك نحو، جادويشان به اين است كه كارى مىكنند كه واقعيت ندارد و به چشم ما واقعى مىآيد مثل اين كه با آب پياز روى كاغذ مطلبى بنويسيم كه چيزى پيدا نيست ولى اگر كاغذ را حرارت بدهيم و روى چراغ بگيريم نوشتهها ظاهر مىشوند.[٢] از اين آيه اينجور بر مىآيد كه ساحر تأثير مىكند در قوه خيال مسحور يعنى آن كه سحرش كردهاند (يُخَيَّلُ إِلَيْهِ) همينكه ريسمانها را انداختند به قوه
[١]. همان/ ٦٦.
[٢]. مىگويند شهيد محمد منتظرى نامههايش را در زمان شاه معدوم در زمانى كه فرارى و در حال مبارزه بود، با آب پياز مىنوشت تا اگر بدست ساواك افتاد معلوم نشود چه نوشته است و والدينش با گرفتن روى چراغ آنها را با چشمان اشك بار مىخواندند.