تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١١ - خيرخواهى صفت خوب انبياء
حال شما كه اين واى به حال شما نفرين نيست بلكه مىخواهد بگويد: اين راهى را كه شما در پيش داريد عاقبت خوبى ندارد و پيش بينى بدى دربارهاش مىشود، به خدا افتراء و دروغ نبنديد، اينكار خدائى است و بدست هر كسى جارى نمىشود اين كه شما اسم معجزه را سحر مىگذاريد دروغ بستن به خداى تعالى است.
دروغ بستن به يك انسان معمولى بد و مذموم است اما بدتر از آن اين كه كسى به پيامبر و اولياء خدا و مهمتر از آن اين كه به خدا دروغ ببنندد كه:
(فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذٰابٍ)؛ خدا ريشهى شما را در مىآورد به يك عذابى.
(وَ قَدْ خٰابَ مَنِ اِفْتَرىٰ)[١]؛ و به راستى نا اميد شد كسى كه افترابست.
حضرت موسى عليه السلام به شرط و ادب نصيحت، عمل كرد و به قول شاعر:
من آنچه شرط بلاغست با تو مىگويم
تو خواه از سخنم پند گيرو خواه ملال
مثل اين كه نصيحت حضرت موسى در اينها اثر گذاشت چون با هم شروع به نجوى كردند (فَتَنٰازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا اَلنَّجْوىٰ)[٢] تنازع همان است كه ما در زبان فارسى به آن اين بكش و آن بكش مىگوئيم. به هر حال بعد از صحبتهاى حضرت موسى در مورد امرشان بين آنها نزاع شروع شد و صحبت در گوشى آغاز گرديد ولى سر انجام (قٰالُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ) گفتند: اين هردو (حضرت موسى و برادرش) جادوگرند (يُرِيدٰانِ أَنْ يُخْرِجٰاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمٰا) و اراده دارند به واسطه
[١]. طه/ ٦١.
[٢]. همان/ ٦٢.