تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٧٤ - وحى نوعى تفهيم است
به شخص سعادت مىدهد. و اين ريزه كارى در حرف زدن نمونهاى از باطن پاك است. بالاخره ساحران دربار فرعون سحر خود را انداختند، و صحنه پر از مار و افعى و غير ذالك شد، و همهى چشمها را خيره كرد.
وحى نوعى تفهيم است
در اينجا مدد الهى سراغ حضرت موسى عليه السلام آمد. از آنجا كه هميشه عنايت پروردگار به سوى بندگان واقعى و مخلص خويش است، آنجا نيز عنايت الهى اقتضا كرد كه به حضرت موسى وحى كند و همانطور كه قبلاً گفته شد: وحى يك نوع تفهيم كردن به يك فرد است آنچنان كه ديگران متوجه نشوند. عرب يك حالتى را وحى مىگويد همان كه از طرف خداوند به انبياء يك نوع تفهيمهائى مىشد كه ديگران نمىفهميدند چه بسا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در ميان جمع بسر مىبرد و در همان حال عنايت الهى شامل حال او مىشد و از عالم غيب مطلبى به قلب او القاء مىگرديد. وقتى كه به دستور فرعون پسران تازه متولد شده بنىاسرائيل كشته مىشدند، به محض تولد موسى خداوند مىفرمايد:
(وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ أُمِّ مُوسىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ)[١]
ما به مادر موسى وحى كرديم كه تو ناراحت مباش او را شير بده و هرگاه احساس خطر نمودى او را به دريا بيانداز و ما او را به تو باز خواهيم گرداند. در اين صحنه سياسى هم كه سحر ساحران تمام چشمها را خيره نموده بود و دلها را به طپش در آورده بود، يكى از امدادهاى غيبى خداوند به سراغ حضرت موسى آمد
[١]. قصص/ ٧.