تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٨٦ - شكست و پيروزى صحنههاى امتحان
خندق يكى از اين صحنههاست، جنگى كه در قرآن به نام جنگ احزاب ناميده شده، و سوره احزاب هم به همين جهت است: انبوه لشگر مشركين با كمك يهود و ساير گروهها يعنى: تمام احزاب مخالف اسلام آمدهاند تا بر اسلام غالب شوند و مسلمانان با راهنمائى سلمان فارسى و دستور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى دفاع دور مدينه خندق حفر كردهاند و بالاخره آن قهرمان عرب يعنى: عبدود و همراهش از محل باريك خندق با اسب عبور كرده و مبارز مىطلبد. و مىگويند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود
«بَرَزَ الْإِيمَانُ كُلُّهُ إِلَى الشِّرْكِ كُلِّه»[١] ايمان به تمام معنى با كفر به تمام معنى مقابل شده است. اين صحنه خيلى مهم است و اگر انسان دلهره داشت كه: اگر تقدير الهى در اين قضيه اين باشد كه: مسلمانان شكست بخورند آيا چه خواهد شد اين يك جور خوف است اما خوف از جان نيست. اولياء خدا چون بندگان خدا را دوست مىدارند، مىخواهند اوضاع جورى پيش برود كه پيروزى باشد تا سبب تقويت ايمان گردد. و آن روز نيز كه فرعون و ساحران آن را بوجود آوردند و با چه تشريفاتى از تمام شهرها آمدند و حتى خود حضرت موسى عليه السلام نيز نظر داشته كه اين قضيه بايد منتشر شود كه مىفرمايد: وعده گاه يومالزنية يعنى روز عيد باشد حال اگر با اين همه تبليغ، حضرت موسى عليه السلام برحسب ظاهر شكست مىخورد شايد اثر نامطلوبى روى مردم مىگذاشت، اين است كه در قلبش خوف داشت امّا (لَمْ يُوجِسْ مُوسَى خِيفَةً عَلَى نَفْسِه) موسى ترس برجان خودش نداشت بلكه به فكر اين مردم بيچارهاى بود كه تمام عقلشان به چشمشان است
«أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلَال» ترس و خوف حضرت موسى از غلبه جهال است
[١]. شرح نهجالبلاغة، ابن ابى الحديد، ج ١٣ ص ٢٦١.