تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٨ - برترى فكر مطلق بر فكر شخصى
«ما آنها را خليفه قرار داديم و اين نيست مگر بر حسب طرحشان».
گرچه در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام آن قهرمان توحيد و مبارزه برعليه بت و بت پرستى، نمرود و نمروديان با او مخالفت مىكردند و دعوت او را نپذيرفتند، ولى دنيا بعداً حرف او را پذيرفت و دعوت او را لبيك گفت آنچه نمروديان نمىخواستند بشود به خواست خدا شد. در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم يهوديان با آن حضرت مخالفت مىكردند، اينگونه مخالفتها مربوط به شخص خاص و زمان خاص نيست، اينها نظرشان مطلق است، آنها تقريباً يك فكر اجتماعى مىكنند، تنها حساب روى خودشان نيست، اينها اينقدر با حق عناد دارند كه مىخواهند حق نباشد يعنى هيچكس زير پوشش حق نباشد حتى خودشان.
برترى فكر مطلق بر فكر شخصى
آنها طرفداران باطل فكرشان فكر شخصى نيست، فكرشان مطلق و عمومىاست، فعاليت و مبارزاتشان در سطح كلى است. در طرف مقابل، طرفداران حق هم فكرشان، فكر مطلق است مثلاً رزمندگان اسلام كه فداكارى مىكنند اگر فكرشان روى شخص خودشان بود مىگفتند مگر ما بىكاريم برويم و خودمان را نابودكنيم. اما چون فكرشان مطلق است و مىبينند كه حق ارزش دارد، براى اينكه حق معلوم و آشكار باشد و جامعه زير پوشش حق باشد، در راه حق فداكارى مىكنند و حتى جان خود را نيز در اين راه از دست مىدهند. بنابراين طرفداران حق و طرفداران باطل هر دو از دريچه شخصى نگاه نمىكنند، هردو فكرشان مطلق است. لذا مبارزه آنها مبارزهى حق با باطل است. حتى در يك بحث علمىنيز كه عدهاى طرفدار يك نظريه هستند وعدهاى طرفدار نظريه ديگر كه ممكن است بحث آنها به قال و داد و مشاجره هم بكشد، اينها هم به اعتبار