تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٥ - وحدت فرهنگى جامعهى اسلامى
كتاب در مقابل دو كتاب. يك در اينجا يكِ حقيقى است. گاهى وحدت اعتبارى است: ما كه در اينجا جمع شدهايم يك جمعيت هستيم، وعدّهاى ديگر در جاى ديگر يك جمعيت ديگرى را تشكيل مىدهند، با اينكه اگر ما را شمارش كنند صد نفر يا بيشتر هستيم، سپاه يك نهاد است، جهاد يك نهاد است. سپاه با جهاد با هم مىشوند دو نهاد. اين وحدت در مقابلِ دو، يك وحدت اعتبارى است به اعتبار اينكه هر كدام از اين نهادها در يكى بودن مقابل دو، يك اعتبارى هستند با اعتبار اين نكته كه هر كدام از اين نهادها، در يك هدف بسيج مىشوند. گرچه افراد هر يك از نهادها، زيادند و هر كدام كارى را عهدهدار هستند ولى مجموع كارهايشان يك هدف را تأمين مىكند و گاهى كه يك مجموعهاى را يك واحد اعتبار كردهاند وحدت صناعى است مثل يك كارخانه با اينكه در كارخانه تعداد زيادى وسايل و ابزار و ماشين آلات و دستگاههاى مختلف است ولى مىگوييم يك كارخانه به اعتبار اينكه اينها با هم در وضعى قرار گرفتهاند كه اثر يكديگر را كنترل مىكنند اين وحدت صناعى است. مانند يك ساعت كه با همه اجزائى كه دارد، از قبيل: عقربهها چرخ دندهها، شيشه، قاب و غيره ولى همه جمع شدهاند و يك ساعت را بوجود آوردهاند.
وحدت فرهنگى جامعهى اسلامى
حالا بايد ديد وحدت جامعه يعنى چه؟ وحدت جامعه وحدت فرهنگى است توضيح آنكه گاهى در دنيا ملاك يك جامعه بودن را نژاد در نظر مىگيرند: نژاد سياه، نژاد زرد و بعد نژاد سفيد را برتر دانستهاند و بقيهى انسانها را به عنوان رنگين پوست، نژاد پست به حساب مىآورند. ملاك آنها در اينجا رنگ پوست است، و اين ظلمىاست كه در دنيا وجود دارد و وسيلهاى است براى استعمار و