تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤٢ - قصّهى دعوا (چنگ بهم زدن و پنهان شدن خوبيها و زيبائيها)
قصّهى دعوا (چنگ بهم زدن و پنهان شدن خوبيها و زيبائيها)
در كتابى به نام (آئينه، نوشته محمّد حجازى)[١] مطلبى نقل شده بنام: دعوا، دعوا قصهاى چنين است: مىگويد در شهر همدان مىرفتم اوّل يك كوچهى باريك ديدم بچههاى كوچه مىدوند و مىگويند: دعوا، دعوا من دنبالشان رفتم ديدم دوتا بچه چنگ زدهاند و صورتهاى يك ديگر را خون آلود كردهاند و يك مادر بزرگى آمده تا بچهها را از هم ديگر جدا كند و بچهاى علت نزاع آنها را اينجور شرح مىدهد كه: آن گفته من قشنگ ترم و اين گفته من قشنگ ترم. لذا با هم دعوايشان شده و چنگ زده و صورت يك ديگر را زخمىكردهاند مادر بزرگ خطاب به آنها: (كه ظاهراً هر دو دختر هستند) مىگويد عصمت و عفّت! هر كدام قشنگتر باشيد، حالا چنگ به صورت همديگر زده و هم ديگر را زير خون پنهان مىكنيد من از كجا بفهمم كدام يك از شما قشنگ تريد كه از شما براى پسرم خواستگارى كنم. نويسنده نتيجه مىگيرد: اين مردم كه بر روى يك ديگر چنگ مىزنند و چهره يك ديگر را زشت جلوه مىدهند. اگر همه شان يك حُسن و خوبى داشته باشند زير پرده مىماند و كسى متوجه آن نمىشود اين حرف بسيار خوبى است و ما بايد در نظر داشته باشيم: جامعه اسلامىهمه يك هدف دارند بايد حُسْنها و خدماتشان معلوم باشد. نكند با چنگ زدن برروى يك ديگر آبروى يك ديگر را ريخته و حسن شان وخوبى شان زير پرده بماند و آشكار نشود.
به هر حال حضرت موسى عليه السلام وقتى درگيرى اين دو تن را ديد گفت: عجب ببين شيطان چكار مىكند (هٰذٰا مِنْ عَمَلِ اَلشَّيْطٰانِ) اينكه اين دو نفر به جان يك ديگر افتادهاند از عمل شيطان يا از زرنگى شيطان است. يك احتمال ديگر هم در
[١]. آئينه، نوشته محمد حجازى، ص ٢٥.