تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤١ - فقر و تهىدستى نبايد عامل تحقير شود
شوند و در كمال رفاه و آسايش زندگى كنند و در مقابل عدهاى در محروميت بسر برند. بنابراين فقرا و مستضعفين از يك جهت تحت فشار بودند كه فقير بودند و از يك طرف هم به چشم كوچكى و حقارت به آنها نگريسته مىشد چه مانعى دارد انسان فقير و تهى دست باشد اما در عين حال عزتش محفوظ بماند و تو سرى خور نبوده و به چشم كوچكى به او نگاه نكنند.
فقر و تهىدستى نبايد عامل تحقير شود
چنين نباشد كه فقر و تهىدستى مانند يك گناه و غير قابل آمرزش باشد، شايد بارها مشاهده كرده باشيد كه در مجلسها نوعاً بيشتر تعارفها و تشريفات براى اغنياء و ثروتمندان است داستانى در مورد يكى از علما به نام مرحوم آخوند گزى اصفهانى كه عالم بزرگوارى بوده است نقل مىكنند كه يك شب ايشان وعدهاى ديگر از اهل علم به ميهمانى دعوت داشتند. چون مستحب است وقتى انسان وارد مجلسى مىشود هر كجا جا هست بنشيند. چون بالاى مجلس جا بود ايشان بالاى مجلس نشستند و چون لباس ايشان كهنه بود هر كس كه وارد مىشد و نگاه به سر وضع ايشان مىنمود مىرفت و بالاى دست وى مىنشست و قدرى ايشان به طرف پائين مجلس مىآمد. تا بالاخره ايشان دم درب و توى درگاه اتاق جايش شد. سفره را كه پهن كردند معلوم است وضع بالاى سفره بهتر است و براى بالائىها يكى برنج مىكشد و يكى خورشت مىريزد، آن شب گذشت و شب ديگرى آقا را به مهمانى دعوت كردند آن شب آقا لباس نو و تميزى به تن داشت، وقتى وارد مجلس شد دم درب نشست و هر كس نگاه كرد ديد ايشان خيلى آقاست و بالاخره آقا را بردند و در صدر مجلس نشاندند و وقتى سفره پهن شد هر كس از يك طرف به او تعارف مىكرد يكى برايش برنج مىريخت و ديگرى خورشت. بعد ايشان وقتى اين وضع را مشاهده كرد آستين