تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٨ - قواى مشترك انسان و حيوان
انسانها با دشمنان وطن خود مبارزه كنند و اين قوه در ساير حيوانات هم وجود دارد. اما همانطوركه در علم اخلاق گفته شده قواى غضب و شهوت گاهى دچار انحراف مىشوند. اين دو قوه در انسان بىحد و بىنهايت است، اگر اين قوا بهجوش آيند و تحريك شوند و انسان وسيله هم داشته باشد چه بسا دنيايى را به آتش خواهد كشيد اين قوا را حيوان هم دارد ولى غير از اينها يك قوّهى ربانى الهيه هم در انسان هست كه به قول ما طلبهها بالقوه است يعنى استعدادش در انسان هست. انسان استعداد اين را دارد كه حق را بفهمد. ولى حيوانات اين استعداد را ندارند. گرگ قوه غضبيه و شهوت دارد ولى نمىشود كه از گرگ بودن خود توبه كند (تا هست گرگ است اگر نخواهد گرگ باشد بايد نباشد) همان مثل معروف «توبه گرگ مرگ است» كه در عرفيات آمده كه يك گرگ را پيش قاضى بردند تا قسم بخورد ديگر گوسفندان را پاره نكند، همان لحظه كه قاضى مشغول فراهم كردن مقدمات قسم بود گله گوسفندى عبور مىكرد و گرگ آنها را ديد و گفت زود مرا قسم بدهيد و رهايم كنيد كه گوسفندان رفتند. غرض اينكه در حيوانات استعداد فهميدن حق و يا حسى كه بتوانند روى ساير قوا قضاوت كنند وجود ندارد. اما در انسان چنين حسى وجود دارد، غضب يا شهوتِ انسان باعث مىشود كارى را انجام دهد ولى به محض فروكش كردن هوس اين حس مىگويد: عجب!!
«استغفر الله، لا اله الا الله» بخاطر وجود اين حالت در انسان است كه انسان توبه مىكند. اين حس درونى مانند يك قاضى عادلى است كه حق را به انسان مىگويد و اهل رشوه و رودربايستى هم نيست.