تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٦ - اراده خداوند، حاكميت مستضعفان
و بعد حضرت آيهى: (وَ نُرِيدُ أَنْ...) را تلاوت فرمود كه خداوند وعده بزرگ گردانيدنِ نعمتِ خود بر مستضعفين را داده است و فرمود: اين بلايى را كه فرعون و هامان از آن مىترسيدند بر سر آنها آمد. اميرالمؤمنين عليه السلام مىخواهد بفرمايد: دنيا بعد از چموشىهاى خود بر ما عاطفه پيدا مىكند و چه علاقه شديدى. وعدهى خداوند اينطورى است. دلهايىكه روزى زير بار مردان حق و انبياء و اوصياء از جمله حضرت على عليه السلام نمىروند و با برخورد خشن با او روبهرو مىشوند، خداوند اين دلها را طورى قرار داده است كه بالاخره اثر خودش را مىبخشد و حق را مىپذيرد. چرا دنيا و مردم آن در مقابل شخصى چون على عليه السلام چموشى مىكنند. چون اميرالمؤمنين عليه السلام دعوت به توحيد مىكرد، دعوت به كارهاى نيك و دورى از كارهاى زشت مىنمود. اگر على عليه السلام به معاويه روى خوش نشان مىداد و دعوت به حق نمىنمود (و مهمتر از آن، در راه پياده نمودن حق قيام نمىكرد) دنيا هم در مقابل او چموشى نمىنمود. چون چموشى دنيا و مردم آن در مقابل حق است، ولى كم كم اوضاع تغيير مىكند و دلها پذيراى حق مىشود، ولى مرور زمان لازم دارد در قرآن آيات زيادى داريم كه وعدهى غلبه حق بر باطل را مىدهد جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً، حق آمد و رفت باطل بدرستىكه باطل رفتنى است حق پيش مىرود و باطل از بين مىرود.
بزرگان مىفرمايند:
غلبهى حق بر باطل و غلبهى طرفداران حق بر باطل از قبيل غلبهى معنويات است نه غلبهى جسمانيات. دو نوع غلبه وجود دارد يكى غلبه جسمانى است، مثلاً يك پهلوان قوّى با يك انسان ضعيف كشتى مىگيرد و بر او غلبه پيدا مىكند و يا يك لشگر بهعلت قدرتِ ظاهرىِ