تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٦ - كمك خواستن سبطى و فاش شدن قتل مرد فرعونى
مردى استغاثه مىكرد به حضرت موسى كه به دادم برس، حضرت موسى ديد همان مرد ديروزى است كه حضرت با يك مشت دشمنش را كشت. فكر كرد پس معلوم مىشود اين آدم ماجراجوئى است كه هر لحظه با يكى گل آويز مىشود.
آيه مىفرمايد:
(فَإِذَا اَلَّذِي اِسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ) ناگهان برخورد با آن مردى كه ديروز طلب يارى مىكرد (يَسْتَصْرِخُهُ) دوباره صدا مىزند به دادم برس (قٰالَ لَهُ مُوسىٰ إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ) حضرت موسى عليه السلام ابتداء به مرد سبطى روى ترش كرد و به او گفت: عجب آدم ماجراجوئى هستى، تو آدم ناراحت و گمراه واضحى هستى. حضرت موسى خواست دوباره به دادش برسد و آن دشمن را از پاى در آورد. اما چون ابتداء ترشروئى كرده بود آن مرد از خودش بدگمان شد و فكر كرد: اين بار حضرت موسى عليه السلام مىخواهد سروقت خودش بيايد و حساب خود او را برسد. لذا گفت: تو ديروز يك آدم كشتهاى حالا مىخواهى دوباره آدم بكشى و به اين ترتيب حضرت موسى عليه السلام را لو داد. قتل يك مرد فرعونى در شهر صدا مىكند كه چه كسى جرأت كرده است يكى از فرعونيان را به قتل برساند؟ آيات قصّه را چنين بيان مىكنند: (فَلَمّٰا أَنْ أَرٰادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُمٰا قٰالَ يٰا مُوسىٰ أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلاّٰ أَنْ تَكُونَ جَبّٰاراً فِي اَلْأَرْضِ وَ مٰا تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْمُصْلِحِينَ)[١]
[١]. قصص/ ١٩.