تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٤ - آفت غرور و رفيق مغرور
ثروت زيادى داشت ولى ايمان به خدا نداشت و ديگرى مالى نداشت امّا به خدا مؤمن بود. اين دو نفر با هم گفتوگوئى دارند كه قرآن نقل مىكند: آنكه مال و ثروت داشت ديگرى را غصه مىداد كه: (أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مٰالاً وَ وَلَداً)[١] من مال و اولادم از تو بيشتر است و وقتى وارد باغ خود شد گفت: (مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هٰذِهِ أَبَداً) گمان نمىكنم اين باغ و اين ثروتهاى من هيچگاه از بين برود (وَ مٰا أَظُنُّ اَلسّٰاعَةَ قٰائِمَةً) و گمان نمىكنم كه قيامتى هم در كار باشد، بر فرض هم كه باشد در قيامت معلوم مىشود كه من آدم خوبى هستم (وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً) اگر برگردانده شوم پيش خدا آنجا را براى خودم بهتر مىدانم (قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ يُحٰاوِرُهُ) آنديگرى در حال محاوره و گفتگو گفت: (أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاكَ رَجُلاً) فلانى تو نگاه كن كه چى بودى، تو كافر شدى به آن خدائى كه تو را از خاك آفريد و پس از آن از نطفه و حالا يك مردى شدهاى و اين حرفها را مىزنى و در ضمن به دوستش مىگويد بهتر نبود وقتى داخل باغ رفتى (و آنهمه نعمت خداوند را ديدى) ميگفتى: ماشاء الله (وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ)[٢]؛ «آن وقتىكه وارد باغ شدى چرا نگفتى هر چه خدا بخواهد همان مىشود».
[١]. كهف/ ٣٦.
[٢]. كهف/ ٣٩.