تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦٠ - صنعتگر از طبيعت نقشه مىگيرد
مىگيرند و به طرف جهنم مىبرند براى خودمان روشن باشد كه چرا به جهنم مىرويم مىگويند تو خودت مىدانستى كه اعمالت چيست. نامه عملت را خودت مطالعه كن. مىفرمايد (اِقْرَأْ كِتٰابَكَ كَفىٰ بِنَفْسِكَ اَلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً)[١] خودت براى حساب كفايت مىكند. خدا امتحان مىكند تا آن روز كه خداى نخواسته بخواهند ما را به جهنم ببرند جاى ايراد نداشته باشد و پروندهمان برايمان گواهى بدهد كه لياقتمان بيشتر از اين نبوده است طبق اين آيه امتحان براى اتمام حجت بر خودمان است. درست است كه ما اعتقاد داريم پاداش خوبى، ثواب و كيفر بدى، عقاب است. اما بايد برايمان روشن شود كه آدم خوبى هستيم يا آدم بدى.
ثواب و عقاب بر عمل است نه خوبى و بدى
صحنه آزمايش پيش بيايد تا خوبىها يا بدىهاى ما روشن شود. درستى و نادرستى اين نظر بستگى دارد به تحقيق بحث ثواب و عقاب. اگر بگوئيم ثواب دادن بر خوب بودن است نه خوب عمل كردن آيا چون ما خوب هستيم بايد به ما ثواب بدهند يا نه. بلكه حالا كه خوبيم بايد ميدان بدست ما بدهند تا خوب كار كنيم و پاداش مثل پول جنس نيست، امور زندگى جور ديگرى است، چون حاجت زياد داريم ناچاراً بايد معامله و مبادله باشد. مثلاً نانوا نان توليد مىكند و به مردم مىدهد و مردم هم بايد عوض آن را بدهند. اين مربوط به حكومت و غير حكومت نيست براى همه يكسان است. مثلاً رئيس جمهور كه در رأس حكومت است حق دستور دادن دارد، ولى اگر يك روز احتياج به بنا پيدا كرد بايد مزد او را بپردازد. اما
[١]. اسراء/ ١٤.