تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦١ - حكومت و آزادى
درس بيست و پنجم
حكومت و آزادى
(فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ كٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِينَ)[١] بحث گذشته ما راجع به حكومت و آزادى بود كه به مناسبت اين كه عدهاى معتقدند وجود حكومت باعث سلب آزادى از انسان مىشود و در مورد آزادى و محدوديتهاى انسان بحث شد. از قديم علماى اصول دين براى اين كه اثبات كنند انسان مختار است اين مثال را مىزدند كه: انسانى كه دچار مرض فكرى و اعصاب است وقتى مىخواهد يك استكان چاى را از دست ديگرى بگيرد و بخورد دستش مىلرزد اين يك نوع حركت است، يك نوع حركت ديگر اين كه دست را بلند مىكند و به صورت ديگرى مىزند. بين اين دو حركت تفاوت است و فرقش اين است آن كه دستش مىلرزد، به ارادهى خودش نيست ولى آن ديگرى كه دست دراز مىكند و بگوش ديگرى مىزند اين آزادانه و به اختيار بوده است. لذا علماء مىگويند آنها كه به
[١]. زخرف/ ٥٤.