تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٦ - نبوت مقام عالى بشريت
فرعون ساحران را جمع نمود و با آنها وعدهى مزد و پاداش و مقام و منصب داد و اين قضيه بعد از بازگشت موسى از پيش شعيب اتفاق افتاده حضرت موسى كه در راه باز گشت به مقام نبوّت رسيد و خداوند همانجا معجزه به او عنايت فرمود دليل بر نبوتش باشد تا هنگامى كه نزد فرعون مىآيد تا اظهار كند من از طرف خدا هستم، شاهد و دليل مىخواهد و اين معجرات نشانه و دليل ادعاى او باشد.
نبوت مقام عالى بشريت
همان طورى كه قبلاً گفته شد نبوت مانند دانشمند شدن يكى از مقامات بشرى است و چنان كه اگر كسى دانشمند برجستهاى شد از بشريت بيرون نرفته است نبى هم بشر است و ليكن چگونه بشرى؟ اين بشرى كه مىگويد من پيامبرم نشانه و علامت مىخواهد آن كس كه مىآيد و مىگويد: من پيغمبرم علاوه بر اين كه مطالبى را به مردم ارائه مىدهد كه يك قسمت آن را اصول دين مىگوئيم مانند اين كه خدا هست و يكتاست و عالم است و عادل است و ما را به جزاى اعمالمان مىرساند. قسمت ديگر دستورات اخلاقى است و يك قسمت هم دستورات عملى است. اما معجزه برخلاف جريان عادت است نه برخلاف جريان عقل، معجزه نمىتواند محال را ممكن كند مثلاً بگويد ٥ ٢ * ٢ بلكه خرق عادت مىكند يعنى پاره كردن رشتههاى عادت و معجزه انبياء دليل برحرفهايى كه مىزنند نيست. مثلاً اعجاز دليل باشد بر اين كه اخلاق بايد اين طور باشد. پس اعجاز يك كار خارقالعادهاى است كه اثبات مىكند شخص نبى در ادعاى نبوت خود راستگو بوده است.