تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٠ - عملى شدن تدريجى وعدهى حق
كه قبلاً گفته شد غلبه معنويات است و حضرت على عليه السلام در كلمه قصار ٢٠٩ مىفرمايد:
وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ؛ قسم به خدايىكه دانه را شكافت و انسان را خلق كرد؛
لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا؛ عاطفه و توجه پيدا مىكند بر ما دنيا».
چرا حضرت در اين جمله تعبير عَلَّىَ (برمن) بكار نبرده وَ عَلَينا (برما) بكار برده است ضمير (نا) متكلم مع الغير است يعنى (ما) مثلاً وقتى پدرى در خانوادهاى مىگويد ما (به معنى جمع خانواده) يا وقتى كسى از طرف يك نهاد صحبت مىكند و مىگويد: ما چنين مقرراتى داريم اين (ما) به اعتبار آن نهاد است. اگر حضرت على عليه السلام را به اعتبار شخصى آن حضرت نگاه كنيم: يعنى على بن ابىطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف و اهل بيت ايشان حضرت زهرا عليها السلام و فرزندانش اما اينكه مىفرمايد: علينا يعنى بر ما جمعيتى كه شعارمان لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه است ما كه عملمان، تماسهايمان رفت و آمدمان و جنگ وصلحمان در رابطه با اين حقيقتى است كه به آن معترفيم. اين دنيا نسبت به ما عاطفه پيدا مىكند بعد از آن همه چموشگرى، دنيا با على بن ابىطالب به اعتبار شخص وى به عنوان يك آدم با شكل و رنگ و كذا علاقمند نيست، زيرا اگر على عليه السلام نعوذبالله مثل آن شخصى بود كه به بت علاقه داشت و اينقدر دقيق و سخت كوش نبود و به قول ما (مته روى خشخاش نمىگذاشت) معاويه، عمر و عاص، علماى دربارى بنىاميّه و كعب الاحبارهم به اسم دين او را تكذيب نمىكردند. ناسازگارى دنيا با اهل حق خلاصه مىشود، در ناسازگارى مردم زمان با سمبل و نمونه حق يعنى على بن ابىطالب، حضرت مىفرمايد: گرچه دنيا الآن اينجور