تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٤ - جهالت و بىخبرى عامل سلطه
كه من نتوانم آزادانه در دامان خانوادهام بزرگ شوم و مادرم مرا به دريا بيندازد و به قصر تو بيايم. حضرت موسى عليه السلام با صحبتهاى خود فكر آزادى طلبى را در مردم القاء مىكند و مردم مىفهمند كه نبايد زير بار حكومت جابرانه بروند و وقتى فرعون مىبيند كه مردم دارند آگاه مىشوند و به دور حضرت موسى جمع شدهاند شروع به تبليغ برعليه او مىكند و با جرأت تمام مىگويد ببينيد كاخ مرا و دستبندهاى طلاى مرا و آنطرف فقر و بىپولى موسى را هم مشاهده كنيد، ولى كسى نيست كه به او بگويد تو هرچه مىخواهى داشته باش، اين دليل نمىشود كه بزور بر ما حكومت كنى.
امام خمينى رحمه الله در كشف الاسرار مىفرمايد:
«هر ياغى و طاغى اگر كم كم بر سر مردم مسلط شد آن وقت مردم مىگويند اين واجب الاطاعه است».[١] در همين شهرها افرادى ياغى و گردنه بند بودهاند و چند نفرى هم همراه داشتهاند. اينها دزدى مىكردند و مالى بدست مىآوردند و كم كم دزدى هايشان بيشتر شد و افراد و اسلحه شان افزايش پيدا كرد و اگر به اين گروه ياغى مىگفتيم: قدر قدرتا، قوى شوكتا، آسمان رفتعا، ملك حشمتا و اين قبيل القاب را مىبافتيم و در مقابل آنها سر تعظيم فرود مىآورديم از روى نادانى بود فكر مىكنيد اين حرفها از كجا در مىآيد و چرا زده مىشود؟ اينها از كمى عقل و نفهمى بشر است. قبايل بيابان نشين و عشاير هم كه زير نفوذ حكومتها نبودند چون براى حكومت صرف نمىكرد كه بخواهد آنها را زير سلطه خود در آورد، زيرا ثروت و مسكنى نداشتند كه حكومت بخواهد آنها را تصرف كند. ولى اينان هم براى خود رئيس قبيله داشتند كه بر سر آنها مسلط بود و يك نيمچه
[١]. كشف الاسفار، گفتار سوم، پرسش پنجم، ص ١٨١.