تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٥ - جهالت و بىخبرى عامل سلطه
حكومتى تشكيل داده بود و به خودشان حق مىدادند كه از نظر خوراك و ساير وسايل زندگى نسبت به ساير افراد قبيله در رفاه بيشترى بسر برند. در حكومتها و در بين سلاطين مسئله تاج گذارى كه يكى از خصوصيتهاى سلطنتى بوده است برايشان اهميت بسيار داشته و به عنوان برترى خود بر ديگران سعى مىكردند آن را بسيار پر خرج برگزار نمايند. چرا اينگونه بوده است؟ غير از اين كه اينان از جهالت بشر سود مىبردهاند. وضع ظاهرى و به اصطلاح شكوه و جلال دربار سلاطين از جيب همين مردم بوده است، اينها ذخاير و ثروت مردم را چپاول مىكردند و تازه آن را به رخ مردم هم مىكشيدند اين است كه فرعون مىگويد: قصر من، طلاى من و از آنطرف ندارى و فقر موسى را به عنوان نقطهى ضعف او به رخ مىكشد، حتى اگر اين طلا و جواهرات از خودش هم باشد اين موضوع چه ربطى دارد كه مقدّرات جامعه را در دست بگيرد. اما چون مردم جاهلند اين برنامهها عملى مىشود.
حكومت جزو دين است
يكى از خصوصّياتى كه مخصوص دين اسلام است اين است كه به عقيده ما حكومت جزء دين است. خداوند به پيامبر حكومت داده است به امام حكومت داده است. اما اين چنين نبوده است كه پيامبر و امام از نظر وضع زندگى نسبت به مردم زندگى عالىترى داشته باشند. پيامبر و تا زمان خليفه دوم و آن زمانى كه اميرالمؤمنين زمام امور مسلمين را در دست داشت زندگى آنها بسيار ساده و بىآلايش بود. يكى از انحرافات اصلى كه در اسلام پيدا شد در اثر خلافت دودمان بنىاميه بود كه ابتدا بدست عثمان و بعد به وسيله معاويه واقع شد و اينان وضع ساده حكومت اسلامى را به سلطنت و امپراطورى مبدل كردند و اين انحراف عميق را در اسلام بوجود آوردند. كه حاكم و كار گزاران حتماً زندگيشان مرّفه