آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٨ - مقصد دوم - روح
كردند چنانچه مسجد را نماز خوانند بنظر اينكه جاى او است در قول خداست «نزديك نماز نشويد و شما مستيد، ٤٢- النساء».
يا گوئيم آنچه جابجا شود مانند روح است كه خدا آنها را آفريده و ارواح نورانيه ناميده و اگر بذات مطيعان پاك برپايند فرشتهها بر آنها رحمت فرستند و اگر «بظلمانيه و بدبو» و وابسته ببدكاران فرشتهها آنها را لعن كنند.
چنانچه در روايت است كه نماز خوشكردار پاك و تابان بالا رود و نماز بد- كار، بدبو و تاريك، و سوره بقره و آل عمران آيند چون دو تيكه أبر، و خدا روزها را بهيئتشان مبعوث كند و روز جمعه درخشانتر باشد، و اينكه چپش خاكسترى آرند و سر برند و گويند اين مرگ است، و اينكه كردارها وزن شوند همه اينها نمونهها باشند كه خدا آفريند.
اگر گفته شود: خداوند نفس را كه روح است موصوف بارسال و امساك نموده در اين آيه «بگيرد جانها را، ٤٢- الزمر» و زندگى بدان وصف نشود.
گوئيم: پيشتر گفتيم بسا نفس را و عقل را روح نامند و در اين آيه اينها مرادند و خواب را هم مرده گفته براى اينكه دفع و نفع نتواند چنانچه خدا كفار را اموات خوانده و فرموده «و راستى تو نشنوانى مردهها را، ٨٠- النمل» براى سود نداشتن.
اگر گويند: در حديث است كه ارواح لشكرهايند در هواء، و زندگى در هوا نيست.
گوئيم: مقصود از آنها نژاديست كه از آدم برآمد، ولى اعتراض دارد زيرا مخالف ظاهر آيه است كه فرمايد: «و چون كه پروردگارت از بنى آدم بر گرفت، ١٧١- الاعراف» يا مقصود از ارواح در اينجا دلهايند زيرا تعارف و آرامش با هم در آنهاست.
اگر گويند: در حديث است كه خدا ارواح را پيش از اجساد آفريده و اين در باره زندگى درست نيايد.