آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٤ - مذهب يك نفس جوهريست مادى
پس محل آنچه علم فرض شده نفس است كه بسيط است زيرا اگر مركب باشد و علم بسيط در هر دو حاصل شود بايد تقسيم گردد زيرا آنچه در يك جزء درآمده جز آنست كه در جزء ديگر است، و اگر همان در جزء ديگر درآيد لازم آيد يك عرض در دو مكان باشد و اگر در يك جزء باشد بتنهائى و آن نفس باشد مطلوب ثابت است و اگر جزء نفس باشد پس جزء ديگر از آن تهى است و لازم آيد يك چيز را هم بدانيم و هم ندانيم در يك آن پس روشن شد كه نفس بسيط است و هيچ جسم و جسمانى بسيط نباشد و از شكل دوم نتيجه دهد كه محل علم نه جسم است و نه جسمانى.
و جواب اينست كه مقدمه يكم كه معلوم بسيط است پذيرفته است ولى مقدمات ديگر ممنوعند.
امّا مقدمه دوم گوئيم برابرى كل با جزء در وابستگى جائز است و اگر چه در حقيقت جائز نيست چون ادله متواتره بر يك چيز كه يكى وابسته است بدان چه مجموع بدان وابسته است و در اين اعتراض اشكال است زيرا جزء دوم علم اگر انكشاف بيشى آورده متعلّق بچيز ديگر شده و اگر نه وجود و عدمش يكى است، و درستتر در منع اين مقدمه اينست كه آنچه گويند: اگر جزء ديگر تعلق بچيزى ندارد روشن گردد كه علم نبوده و چون گرد آمدند اگر هيئتى محقق نشود آنچه فرض شده علم محض است نادانى محض باشد و اگر هيئتى محقق شود الخ لازمهاش نفى هر مركبى است.
مثلا گفته شود حيوان مركب نيست، زيرا جزئش يا حيوانست و لازم آيد حيوان بر خود مقدم باشد و جزء و كلّ برابر گردد يا حيوان نيست و پس از جمع با جزء ديگر اگر هيئت تازهاى پديد نشود حيوان محض ناحيوان باشد و اگر حاصل شود بايد بسيط باشد زيرا اگر آن هيئت جزء دارد تقسيم مذكور برگردد و تركيب يا در فاعل آنست يا در قابل آن نه در خود آن و اين يك نقضى است كه جواب ندارد.