آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٦ - در اخبار
هندى: من گمان ميكردم تو از اين مسأله بيرون نتوانى شد ولى جوابى آوردى كه من نتوانم آن را رد كنم.
امام: من بتو باز هم توضيحى دهم كه آنچه را بتو آگاهى دادم باور كنى و آنچه هم در خواب بينى و آنچه در اين مجلس بينى.
هندى: خواهش دارم بفرمائيد كه من در اين مسأله سرگردانم.
امام: بمن بگو: آيا هيچ در دل گرفتى بازرگانى كنى يا دنبال صنعت يا ساختمان بروى يا چيزى را اندازه بگيرى، چون در گمان خود اندازه آن را پا بر جا كردى؟
هندى: آرى، امام: آيا در اين باره چيزى از حواسّ خود را با دل شريك كردى.
هندى: نه، امام: آيا ندانى آنچه را دل بتو گزارش داده درست است.
هندى: اين يقينى است، و بيفزا مرا آنچه شك مرا ببرد و شبهه را از دلم براندازد.
من گويم: دانستى كه دل در زبان شرع در آيات و اخبار بر نفس ناطقه اطلاق شود، و چون پرسنده منكر ادراك جز حواسّ ظاهره بوده امام او را باثبات ادراك حواسّ باطنه كه ابزار نفس ناطقهاند بخطايش آگاه كرده، و شرح فقرات اين حديث و تمام آن در كتاب توحيد گذشت.
٤٦- در درّ منثور (ج ٥ ص ٣٢٩) از ابن عباس در قول خدا «خدا است كه جانها را گيرد- تا آخر آيه» گفته است نسبت نفس و روح چون پرتو خورشيد است و خدا در حال خواب نفس را بگيرد و روح را درون تن بگذارد تا برگردد و زنده باشد، و اگر خدا خواهد روح را بگيرد تن بميرد، و اگر مرگش پس افتد نفس را بدرون آن برگرداند.
٤٧- و از ابن عباس در تفسير همين آيه است كه هر نفسى را سببى است كه