آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠ - در اخبار
تن اصلى تفسير كرده بدور افتاده «و بوديم خلقى و بشرى نورانى» از نظر روح و قالب مثالى انسانى كه چون هر دو جسم لطيف ملكوتى بودند روشن و نور بخش بودند بنا بر اينكه روح هم جسم است و بنا بر اينكه روح مجرد باشد كنايه از بركنارى آنست از تيرگى ماده.
و اين خبر دلالت دارد ببرترى آنها از پيغمبران بلكه اشاره دارد ببرابرى شيعه آنها با پيغمبران، و مقصود از اينكه ما و شيعه ما انسانيم يعنى انسان حقيقى و انسان دوم انسان ظاهرى است، همج مگسهاى پشه ماننديست كه بروى گوسفند و الاغ مىافتند و تشبيه آنان بدانها بسا براى اينست كه يكباره گرد بانك زنى بگيرند و بىسبب از او دور شوند.
٢٣- در كافى (ج ١ ص ٣٨٩): بسندى تا امير المؤمنين ٧ كه: خدا را نهريست زير عرشش و زير آن نهر نوريست كه خدا روشن كرده، و در دو لبه نهر دو روح آفريده، روح القدس، و روحى از فرمان خود، و براى خدا ده سرشت است: ٥ از بهشت و ٥ از زمين، و آنها را شرح كرد و فرمود: و هيچ پيغمبرى نيست و نه فرشتهاى (امامى خ ب) كه پس از او آفريده جز اينكه از يكى از آن دو روح در او دميده، و پيغمبر را از يكى از دو سرشت ساخته.
گويد: بأبي الحسن گفتم: جبل چيست؟ فرمود: مردمى جز ما خانواده كه خدامان از همه ده سرشت آفريده و در ما هر دو روح را دميده، و چه اندازه پاكيزه است.
و ديگرى از أبى الصامت شرح ده سرشت چنين روايت كرده: بهشت عدن، بهشت مأوى، بهشت نعيم، فردوس، خلد، و سرشت زمين: مكه، مدينه، كوفه بيت المقدس، و حائر.
بيان: در بصائر بجاى «نور نوّره» «نور من نوره» است و روشنتر است يعنى از انوارى كه خدا سبحانه آفريده، و اينكه فرموده هر دو آفريدهاند، ابطال قول نصارى است كه گويند چون عيسى روح اللَّه است پس آفريده نيست «روح از