آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٠ - خاتمه
است بچنگ آرد.
خاتمه:
يكى از محققان گفته: با علم تشريح دانسته شده كه مغز را سه تهيگاه است و بزرگترشان درون پيشين آنست و خردتر در ميانه بمانند سوراخى از بطن مقدم ببطن مؤخر، و ابزار حس مشترك روحى است كه در جلو بطن مقدم ريزد و ابزار خيال روحى است كه در مؤخر آن ريزد و چون وهم پادشاه نيروهاى حسى است و بخدمتگير همه نيروهاى حيوانى، همه مغز در اختيار او است و گرچه دنبال تهيگاه ميانه ويژه آنست، و متصرفه جلو تهيگاه ميانه است و حافظه جلو تهيگاه اخير و در دنبال اين تهيگاه هيچ قوهاى سپرده نيست، و پاسبانى از حواس ظاهره ندارد، و اگر در آن نيروئى از اينان بود برخوردهاى اختلالآور بسيار ميشد.
محقق شريف گفته: بنگر بحكمت بارى كه آنچه را صور جزئى بدان درك شود پيش داشته و در پسش بايگانى آنها را نهاده و آنچه دريافت معانى از اين صور كند در پس آنست و همگنان حافظه است، و قوه متصرفه را ميان آنها نشانيده فسبحانه جلّت قدرته و عظمت حكمته- پايان-.
و اين اشاره است بدان چه از راه حكمت و هدف در تشخيص جاهاى اين نيروها گفتند كه سزاست حس مشترك در جلو مغز باشد تا بحواس ظاهره نزديك باشد و رساندن بدان آسان، و خيال دنبال آن باشد كه بايگانى آنست و دنبال را سزد، و آنگه بايد وهم نزديك بخيال باشد تا صور جزئيه در برابر معانى جزئيه باشند، و حافظه كه بايگانى آنست بدنبالش باشد، و متخيله در ميان باشد تا نزديك صور و معانى هر دو باشد و بآسانى بتواند از آنها برگيرد و هر چه خواهد بسازد.
و اما قواى محركه نزد آنها دو بخشند: كارگر، وادارنده. وادارنده را شوقيه نامند و آن نيروئيست كه چون در قوه خيال صورتى خواستنى يا نفرت بار نقش شده نيروى كارگر را وادارد تا ابزار حركت را بكار اندازد، شوقيه دو رسته دارد: شهويه، غضبيه زيرا اگر كارگر صورت خيال را دلخواه و سازگار و سودمند