آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٠ - دنبالهايست گفتار حكما در باره نيروهاى تن آدمى
مركزى كه وضع مخصوصى با ديد شده دارد نقش بندد و چون اين جزء حركت كند و جزء ديگر در جاى او آيد بناچار شبحى ديگر در اين جزء نقش بندد و از جزء يكم دور شود و در اينجا دو صورت نقش شده و دو چيز ديده شود، و نمونهاش چيزيست كه بسرعت در دو سو حركت كند و دو چيز ديده شود، زيرا پيش از محو صورت آن در اين سو از حس مشترك در سوى ديگر ديده شود و صورت ديگر از آن نقش گردد و دو ادراك او در دو سو دريافت گردند.
و از اين راه قطرهاى كه بسرعت نزول كند خط مستقيم بنظر آيد و شعله آتش چرخان دائره ديده شود، كسى كه بيمارى دوار دارد همه چيز بنظر او ميچرخد.
زيرا براى يك علت طبى روحى كه در تجويف مقدم مغز او است هميشه ميچرخد و هر صورتى در آن نقش بندد فورى زائل شود و صورت ديگر بجايش آيد، چنانچه كرهاى در برابر روزنى خورشيد بدان تابد و آن بچرخد و دنبال هم روشنى جا عوض كند و بيننده گمان برد كه كره بدور خود ميچرخد با اين كه بيننده است كه بدور خود ميچرخد.
چهارم: پريشانى كه در سوراخ عنبيه رخ دهد، چون عنبيه ديده آسان حركت كند بطورى كه يك بار سوراخ گشاد مىشود و يك بار تنگ: يك بار بدرون ميرود يك بار بيرون، چون برون آيد سوراخ گشاد گردد و چون درون رود تنگ شود، در تنگى چيز را بزرگتر بيند و در گشادى خردتر و آنچه نخست بيند كه برون بوده جز آن باشد كه از درون ديده و دو چيز ديده شود، در حالى كه سوراخ تنگ شود، روح ديد و نور شعاعى درهم و غليظ شوند، و بزرگتر ديده شود چنانچه هر چيزى درون بخار بزرگتر ديده شود و چون گشاده شود، روح لطيف گردد و روزنهدار و نازك و خردتر ديد شود.
پنجم: انعطاف و خم برداشتن شعاع ديد بدين بيان كه خطوط شعاع سطح مخروط راستا بدو طرف ديد شده رسند در صورتى كه وسيله زلال ميانه در نازكى و غلظت يك نواخت باشد. و اگر تفاوت داشته باشند چنانچه ديده شده در آب يا بخار فروباشد و طرف بيننده و هواء باشد كه چون خطوط شعاعى بآب رسند خم شوند