آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٨ - اخبار وارده در اين باب
مقصود اختلاف لغت است چون عربى، فارسى، رومى و جز آنها و معنى نخست درستتر است- پايان-.
و بمعنى دوم مقصود اينست كه بهر قومى زبانى آموخته، و وضعش را بدو الهام كرده و توانش را باو داده.
اخبار وارده در اين باب
١- در مجالس صدوق (٣٥١): بسندش از يونس بن يعقوب كه جمعى از اصحاب امام صادق ٧ نزد آن حضرت بودند كه در ميان آنها حمران بن اعين و مؤمن الطاق، و هشام بن سالم، و طيّار و ديگران با هشام بن حكم كه جوان بود حاضر بودند امام ششم ٧ فرمود: اى هشام گفت: لبيك يا ابن رسول اللَّه فرمودش بازنگوئى كه با عمرو بن عبيد چه كردى و از او چه پرسيدى؟ هشام گفت:
قربانت من شما را احترام ميكنم و از شما شرم دارم، و زبانم برابر شما كار نميكند امام فرمود چون بشما فرمانى دادم انجام دهيد.
هشام گفت: وضع عمرو بن عبيد و جلوس آموزشى او در مسجد بصره بمن رسيد و بمن گران آمد، و رفتم و روز آدينه ببصره درآمدم و بمسجد رفتم و ناگاه با حلقهاى بزرگ از مردم برخوردم و عمرو بن عبيد كه پارچه سياه پشمينى بكمر داشت و پارچهاى ردا كرده بود ميان آنها بود و مردم را كوچه كردم و بمن راه دادند تا در پايان آنها بر دو زانو برابر عمرو نشستم و گفتم: اى استاد دانشمند من مردى غريبم. اجازه ميدهيد از شما پرسشى كنم؟ گفت: آرى.
س ١- آيا تو چشم دارى؟
ج- پسر جانم اين چه پرسشى است؟ گفتم: پرسشم چنين است، گفت بپرس گرچه پرسشى احمقانه است.
بمن جواب بده چشم دارى؟ آرى، با آن چه بينى؟ رنگها و اشخاص.
س ٢- بينى دارى؟ آرى، با آن چه ميكنى؟ ميبويم با آن بو را.